{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل تندیس فروریخته، کورم، لالم جسد زنده‌ی در معرض اضمحلا

مثل تندیس فروریخته، کورم، لالم جسد زنده‌ی در معرض اضمحلالم
مثل وقتی که تو رفتی به سفر، غمگینم
مثل وقتی که بخندی به کسی، بدحالم
گاه می‌گویم، از زندگی‌ام خسته شدم
گاه می‌گویم، مرگ آمده استقبالم
کودک تشنه‌ی آغوش توام، بیخود نیست
صبح‌ها یکسره غر می‌زنم و می‌نالم
خواستم با نفس‌ات، لحظه‌ای آرام شوم
گوشی‌ات گفت که از صبحِ سحر، اشغالم
هرچه از صبح، درِ خانه‌ی حافظ رفتم
«بوی بهبود ز اوضاع...» نیامد فالم
چای می خوردم و دنبال قوافی بودم
زنگ زد : دیر شده زود بیا دنبالم





آرش شفاعی
دیدگاه ها (۴)

مزه ی عشق به این خوف و رجاهاست رفیق!عشق سرگرمی‌اش آزار و تسل...

.شب پره‌هابرای رسیدن به ماه بانویشانشب را گم کرده‌اند ،در می...

لاله دیدم،روی زیبای توام امد بیادشعله دیدم،سرکشی‌های توام ام...

.باد، راهي شده تا عطر تنت را ببرد آب‌، جاری شده عكس بدنت را ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

شکسته بال

دیگر چه زینبی ؟ چه عزیزی؟ چه خواهری؟! *** وقتی نمانده است بر...

مثل بیماری که بالاجبار خوابش می بردمرد اگر عاشق شود دشوار خو...

آسمان تار، زمین تور، خیابان تیر استآه این بیشه قدم‌گاهِ کدام...

من از تمام دنیای به این بزرگی چهار دیواری دارم و کاغذ و قلمی...

مهرداد محمدی

سارا پشتیوان

۱۱ مرداد ۱۲۸۸: شهادت شیخ فضل‌الله نوریامام خامنه ای: اگر راه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط