{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر است

پشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر است
آنچه آن را کوه خواندم، پرتگاهی دیگر است

شاید از اول نباید عاشق هم می شدیم
این درست اما جدایی اشتباهی دیگر است

در شب تلخ جدایی عشق را نفرین مکن
این قضاوت انتقام از بی گناهی دیگر است

روزگاری دل سپردن ها دلیل عشق بود
اینک اما دل بریدن ها گواهی دیگر است

درد دل کردن برای چشم ظاهربین خطاست
آنچه با آیینه خواهم گفت آهی دیگر است



فاضل نظری
دیدگاه ها (۳)

شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگمکه چون شب‌بو به وقت صب...

سخت است هی باشدخیالت ، هی نباشی توهی من بسازم عشق را ، از هم...

باید این احساس در دل مانده را پنهان کنم.این شکستن های بر جا ...

یک شبِ مهتابمردمانِ زیادی ساز‌هایشان را بر می‌دارندزیباترین ...

AR-Lp 36

جداییپشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر استآنچه آن را کوه خواندم،...

پشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر استآنچه آن را کوه خواندم، پرتگ...

پشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر استآنچه آن را کوه خواندم، پرتگ...

پشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر استآنچه آن را کوه خواندم، پرتگ...

پشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر استآنچه آن را کوه خواندم، پرتگ...

پشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر استآنچه آن را کوه خواندم، پرتگ...

پشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر استآنچه آن را کوه خواندم، پرتگ...

پشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر استآنچه آن را کوه خواندم، پرتگ...

پشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر استآنچه آن را کوه خواندم، پرتگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط