کوک . برای چی خوابیدی خونه من مگه خودت خونه نداری

کوک . برای چی خوابیدی خونه من مگه خودت خونه نداری
شوگا. خیلی خوابم میومد برای همین
موندم اینجا《 خوابالو》
کوک. عزیزم فقط ۱۷ دقیقه راه تا خونت
شوگا. تو از کجا میدونی چقدر راه🤔
کوک. بگذریم........ راستی آدرس ات رو پیدا کردی
شوگا. آره کردم
کوک. کجاس؟!
شوگا. رفته توی هتل سینگیز
کوک. لوکیشن
شوگا. دم شرکت پلاستیک
کوک. پس زیاد دور نیست
شوگا. میگم چرا حالا آدرس زنت رو میخواستی مگه شوهرش نیستی
کوک. ات از دستم فرار کرده
شوگا. چرا؟
کوک. اونش به خودم مر بوطه
کوک رفت یک کت شلوار پوشیده سمت ماشین رفت . به سمت هتل سینگیز
رسیدم به هتل و به کسی که کلید اتاق ها رو میدونه رفتم علامت اون₩
کوک. سلام آقا دنبال پارک ات می گشتم
₩ بله ایشون اتاق ۱۷ هستند
کوک.‌کلیدش رو بهم می دهید
₩ ببخشید جسارت میکنم شما کیه خانم پارک می شید
کوک. من شوهرش هستم
₩ او بله بفرمایید
کوک. طبقه چند هست؟
طبقه ۷₩
کوک اهان باشه
رفتم سوار آسانسور شدم و طبقه هفت رو زدم . در اتاق ات رو باز کردم دیدم خوابیده
این جوجه دلم نمیاد شکنجه کنم ولی مجبورم سرش تو گوشی بود و هدفن داشت آروم رفتم پیشش به شونه اش زد . و برگشت بهم هدفنش رو در اوردید
کوک. سلام ات جان چطوری
ات.‌ت...و تو چ..جوری اینجا رو پیدا ک....ر..دی
کوک. به راحتی عزیزم
ات. حالا چیکار...رم میخوای بکنی
کوک. خودت خوب میدونی که عاقبت کسی که از جونگ کوک فرار میکنه چیه پوزخند
ات به زانو میزنه و میگه
ات. جونگ کوک ب خدا ببخشید
کوک. نشد عزیزم بهت هشدار دادم
ات رو بغل کردم و بردم توی ماشین انگار خیلی ترسیده بود من داشتم فکر میکردم خال.لی کنم توش یانه
ات.‌کوک چرا داریم میریم جنگل هان
کوک. چون تنبیهت خیلی درد داره برای همین انجا کلی وسیله دارم خانم
ات ترسش بیشتر هی میشد و دوست داشت پیاده بشه از ماشین.....
بچه ها ببخشید خیلی خیلی خیلی کم می نویسم برای همین انگار حالم بده و بخاطره فوت پدر بزرگم خیلی ناراحتم😔😶
دیدگاه ها (۰)

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

وقتی تولدت بودو..

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط