{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نصف فیلم گذشته بود.

نصف فیلم گذشته بود.

ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده بود و هر چند دقیقه یک بار با شنیدن صدای ناگهانی، دستش رو محکم می‌گرفت...
(خلاصه جی کی به فاخ رفته تا الان😂)

جونگ‌کوک هر بار بدون اینکه چیزی بگه، آرومش می‌کرد.

جونگ‌کوک: چیزی نیست.

ات: ولی دیدییی؟!

جونگ‌کوک: آره، ولی فقط فیلمه.

ات: من دیگه فیلم ترسناک نمی‌بینم.

جونگ‌کوک: اینو خودت گفتی که ببینیم.

ات با ناراحتی گفت:

ات: اون موقع نمی‌دونستم اینقدر ترسناکه!

چند لحظه بعد، فیلم دوباره وارد یه صحنه‌ی پرتنش شد.

ات سریع صورتش رو برگردوند سمت جونگ‌کوک.

ات: من نگاه نمی‌کنم.

جونگ‌کوک: پس چی کار می‌کنی؟

ات: تو نگاه کن، من بعداً ازت می‌پرسم چی شد.

جونگ‌کوک خندید.

جونگ‌کوک: باشه.

ات سرش رو کمی پایین انداخت و سعی کرد به صفحه نگاه نکنه.

اما ناگهان صدای بلندی از فیلم پخش شد.

ات: وایييی!

این بار حتی چند نفر از ردیف‌های اطراف هم برگشتند نگاه کردند.

ات سریع دستش رو جلوی صورتش گذاشت.

جونگ‌کوک با خنده‌ی آرومی گفت:

جونگ‌کوک: آروم، آروم... چیزی نیست آبرومونو بردی دخترم.

ات: جونگ‌کوک من چرا به حرف خودم گوش کردم؟

جونگ‌کوک: چون خیلی خر... چیز یعنی چون شجاع بودی.

ات: من؟ شجاع؟!

جونگ‌کوک: آره، خیلی.

ات با شک نگاهش کرد.

ات: داری مسخرم می‌کنی؟

جونگ‌کوک: نه بابا.

بعد کمی نزدیک‌تر شد و با صدای آرومی گفت:

جونگ‌کوک: فقط به صفحه نگاه نکن. من اینجام.

ات چند ثانیه ساکت موند.

بعد دوباره دستش رو گرفت.

ات: خب... پس ولش نکن.

جونگ‌کوک: نمی‌کنم.

و تا چند دقیقه بعد، ات تقریباً تمام فیلم رو از پشت دست جونگ‌کوک تماشا کرد.

فیلم بالاخره تمام شد.

چراغ‌های سالن روشن شدند و ات اولین نفری بود که از جاش بلند شد.

جونگ‌کوک خندید.

جونگ‌کوک: بالاخره زنده موندیم.

ات با اخم گفت:

ات: من دیگه هیچوقت فیلم ترسناک انتخاب نمی‌کنم.

جونگ‌کوک: قول؟

ات: قول!

از سالن که بیرون اومدند، ات هنوز گاهی پشت سرش رو نگاه می‌کرد.

جونگ‌کوک متوجه شد و گفت:

جونگ‌کوک: هنوز می‌ترسی؟

ات: نه...

جونگ‌کوک: پس چرا هر سه ثانیه پشت سرتو نگاه می‌کنی؟

ات: دارم مطمئن میشم چیزی دنبالمون نیومده.

جونگ‌کوک خندید و کنار ات راه رفت.

چند لحظه بعد، ات آروم گفت:

ات: راستی...

جونگ‌کوک: هوم؟

ات: ممنون که کل فیلم حواست بهم بود.

جونگ‌کوک لبخند زد.

جونگ‌کوک: خب معلومه. بعدام تو زنمی خیلیم شجاعی.

ات خندید.

ات: دفعه بعد فیلم کمدی.

جونگ‌کوک: بالاخره یه تصمیم عاقلانه گرفتی زن عزیزمم.

ات: و پاپ‌کورن هم بیشتر می‌گیریم.

جونگ‌کوک: چرا؟

ات با قیافه‌ای کاملاً جدی گفت:

ات: چون نصف پاپ‌کورن قبلی رو خودم از ترس ریختم زمین.

جونگ‌کوک زد زیر خنده.

جونگ‌کوک: باشه، خانوم شجاع. دفعه بعد دو تا می‌گیریم.

ات هم خندید و کنار جونگ‌کوک راه افتاد.

ات زیرلب گفت:

حتی با تو دیدن فیلم ترسناکم خوشمیگذره...
(معلومه نمیخوای جی کی رو بده به من🤧)
خب من سعی کردم همشو تو دوتا پارت بنویسممممم اماده فیک بعدی باشینننن🎀✨
دیدگاه ها (۸)

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

حدود نیم ساعت گذشته بود.بارون هنوز شدید می‌بارید و هر چند دق...

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

......

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

✨🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۸«قرار نبود این‌قدر نزدیک بشی…» 🌙صدا...

پارت ۱۹۵

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۵«درِ سیاه»تق...تق...تق...صدای ضربه ا...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۷«انتخاب»ات به پدرش خیره شده بود.— من...

ادامه ی پارت ۱۹۵

💗 پارت دوم | «این دیگه کیه؟!»جونگ‌کوک دستش روی دستگیره‌ی در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط