{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری

دانی که رسیدن هنر گام زمان است

آبی که بر آسود زمینش بخورد زود

دریا شود آن رود که پیوسته روان است
دیدگاه ها (۰)

ز من بریدیو با هیچکسنپیوستم...

خودم را بى تو دلخوش ميکنم جانا به هر نوعىگَهى با اشک جانفرسا...

تو همان "اتفاق ناگواری"که برای "دلم" افتادی...!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط