spanish girl:8

لیلی با لباس خوشگلش اندامی اش جلوم بود. خیلی خیلی خوشگل بود ‌ همینجوری که مات بودم اب دهنم و قورت دادم به خودم اومدم با آرومی و خونسرد ی: خوشگله

لیلی : باشه پس این رو انتخاب می کنم و با اون

توضیحات : ۲ تا لباس عروس یکیش برای فیلم برداری و عقد . یکیش هم برای مهمونی شب عروسی

و بعد از کارامون شب شده بود
دنیل : گشنته؟

لیلی : آره بریم یه رستوران

سری تکون دادم و رفتیم به رستوران star

ماشین رو پارک کردم و با هم رفتیم تو

لیلی : وای خیلی خوشگله مثل اسمش
بهم نگاه کرد با اون خنده ستاره ایش
خشکم زد و یهو به خودم اومدم دارم چه گوهی میخورم ستاره چیه. و اون فقط یک دختر عادیه

رفتیم تو و نشستیم و منو رو برامون آوردن

لیلی : من تاکو میخوام

دنیل : منم همون

و بعد از غذا خوردن سکوت رو شکستم

دنیل : بریم ؟

لیلی : آره

دنیل : من میرم حساب می کنم برو توی ماشین

سویچ رو بهش دادم

رفتم حساب کردم و اومدن بیرون زین زین زین

دنیل : الو

رابرت : کجایی پس

دنیل : اف یادم رفته بود ۴۰ دقیقه دیگه اونجام
داشتم به سمت ماشین میومدم که دیدم چند تا پسر مست هول بازی در آوردن

______---ویو لیلی----______

داشتم میرفتم توی ماشین که چند تا پسر مست اومدن

پسر : وای این دختره رو نگاه کن

خواستم برم توی ماشین که دستم رو گرفتن تا اومدم یکی بزنم تو صورتشون دنیل اومد و شروع کرد به زدنشون قبل اینکه پسره بمیره جداشون کردم

لیلی : بسه ، بسه دنیل

پسره فرار کرد

لیلی : خوبی ؟

دنیل : خوبم تو خوبی ؟

لیلی : من خوبم

دنیل : مگه نگفتم برو تو ماشین

لیلی : داشتم میرفتم که اونا ..

سوار ماشین شدیم. تا خونه هیچ حرفی نزدیم

لیلی : ممنونم بابت امروز. خدافظ

دنیل : خدافظ

رفتم خونه دیدم همه خوابن. آلیا هم داره میره جایی

لیلی : کجا میری ؟

آلیا: وای ترسیدم دارم میرم بار میای ؟
البته تو نامزد داری نمی تونی بیای

لیلی : چه ربطی داره مگه تو. دوست پسر نداری


آلیا: خب من دارم میرم پیش اون تو هم بیا

باشه ای گفتم و رفتم یه لباس کوتاه خوشگل پوشیدم و باهم رفتیم بار رفتیم تو ی اتاق یکی از بار ها که چند تا پسر و دختر بودن با دوست پسر آلیا که کنارش چیییییی😱 اون اینجا چیکار. می کنه غیر ممکنه دنیل کنار دوست پسر آلیا
دیدگاه ها (۳)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

وای من این ادیت رو دو سال پیش توی پیج قبلیم که قبلاً تبلت دا...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

به زیباییه مشکی

پارت 1

Cruel Love پارت ۴ ‌ تهیونگ گفت که چهار تایی بریم بیرون (لار...

spanish girl: 11

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

P9 . PRISAN MAFIA.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط