چند پارتی تئو
پارت 2
توی سرسرا بودیم و تئو کنارم نشست داشتم غذا میخوردم که پانسی اومد پیشم
(پانسی پ شارلوت ش)
پ سلاااام دختر جون
ش سلاااااممم پانسیی جونمم
پ شارلوت ی خبر خوبی
ش چی؟
پ دراکو بلخره عاشقت شد
ش چیییی من نمیتونم
پ چرا؟
ش من ع... عا... شق یکی دیگه
پ کییی؟؟؟؟؟
ش تئودور ن...
پ خفه شو اون مرگ خاره کل هاگوارتز اینو میدونه
ش پس منم مرگ خار میشم
پ چییی احمققق تو نمیفهمیی تو عاشق شاهزاده تاریکی شدیییی اصن دوستت داره؟
ش نمیدونم
پ من نمیدونم هر کاری میخوای بکن
یک ماه بعد
من و تئو هم اتاقی شدیم مثل دوست های عادی رفتار میکنیم چون فقط دوستیم
ت شارلوت بیدار شو
ش تئوو امروز شنبه س تعطیله
ت زندگی که تعطیل نیستتت
ش پوفففففف تئوووو
ت پاشو میخوایم امروز باهم وقت بگذرونیم
من پا شدم رفتم دشوری و صورتمو شستم روتینمو انجام دادم میکاپ لایت هم کردم ی شومیز سفید پوشیدم و کردنش اوی دامن تا بالای زانو ی سبز چهار خونه ایم و کراوات سبز اسلایترینی هم پوشیدم
ش خب کجا میخوایم بریم؟
تئو محو شارلوت شده بود و پاشد اومد سمتش و بغلش کرد
ت بزار یکم از بوت لذت ببرم
ش باشه فقط انقددد فشار نده منوو اون قسمت وسط پات(مثلا ما نمیدونیم🌚)خیلییی فشار میارههه
ت ولی من ازت دارم لذت میبرم
ش اومم
ت من خیلی،تحریک،شدم
ش نه نه تئو اروم باش منو از خودت یکم فاصله بده جون خیلی منو به خودت فشار دادی
خب خب این پارت هم تموم شد ✨
توی سرسرا بودیم و تئو کنارم نشست داشتم غذا میخوردم که پانسی اومد پیشم
(پانسی پ شارلوت ش)
پ سلاااام دختر جون
ش سلاااااممم پانسیی جونمم
پ شارلوت ی خبر خوبی
ش چی؟
پ دراکو بلخره عاشقت شد
ش چیییی من نمیتونم
پ چرا؟
ش من ع... عا... شق یکی دیگه
پ کییی؟؟؟؟؟
ش تئودور ن...
پ خفه شو اون مرگ خاره کل هاگوارتز اینو میدونه
ش پس منم مرگ خار میشم
پ چییی احمققق تو نمیفهمیی تو عاشق شاهزاده تاریکی شدیییی اصن دوستت داره؟
ش نمیدونم
پ من نمیدونم هر کاری میخوای بکن
یک ماه بعد
من و تئو هم اتاقی شدیم مثل دوست های عادی رفتار میکنیم چون فقط دوستیم
ت شارلوت بیدار شو
ش تئوو امروز شنبه س تعطیله
ت زندگی که تعطیل نیستتت
ش پوفففففف تئوووو
ت پاشو میخوایم امروز باهم وقت بگذرونیم
من پا شدم رفتم دشوری و صورتمو شستم روتینمو انجام دادم میکاپ لایت هم کردم ی شومیز سفید پوشیدم و کردنش اوی دامن تا بالای زانو ی سبز چهار خونه ایم و کراوات سبز اسلایترینی هم پوشیدم
ش خب کجا میخوایم بریم؟
تئو محو شارلوت شده بود و پاشد اومد سمتش و بغلش کرد
ت بزار یکم از بوت لذت ببرم
ش باشه فقط انقددد فشار نده منوو اون قسمت وسط پات(مثلا ما نمیدونیم🌚)خیلییی فشار میارههه
ت ولی من ازت دارم لذت میبرم
ش اومم
ت من خیلی،تحریک،شدم
ش نه نه تئو اروم باش منو از خودت یکم فاصله بده جون خیلی منو به خودت فشار دادی
خب خب این پارت هم تموم شد ✨
- ۷.۴k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط