ماه دیدم شد مرا سودای چرخ

ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
آن مهی نی کو بود بالای چرخ

تو ز چرخی با تو می‌گویم ز چرخ
ور نه این خورشید را چه جای چرخ
دیدگاه ها (۱)

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

داداش می‌دونی https://wisgoon.com/alone_sbuماه از شدت سرد بو...

چون مادرت در خانه بی‌پشت و پناه استدر کودکی بایست مرد خانه ب...

سلام_امام_زمانم یا_ایها_العزیز... آقا مرا کنار خودت جای می د...

هیچ کس جز تومرا نیست خریدار رضاوقت آن استبه این بنده نگاه ان...

ای آن که مرا ز آب و گعل ساخته ای در پهلوی منت و غم انداخته ا...

وقتى كه مى گيرد دلم ،ياد تو را تن مى كنم تنها به ياد بودنت ،...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط