وقتى كه مى گيرد دلم ،ياد تو را تن مى كنم
وقتى كه مى گيرد دلم ،ياد تو را تن مى كنم
تنها به ياد بودنت ،احساس بودن مى كنم
خود را بغل مى گيرم و از بين اين ديوارها
تنها به شوق ياد تو، سوداى رفتن مى كنم
وقتى كه جاى خاليت، خود را نمايان مى كند
من در هجوم اشكها، احساس مردن مى كنم
كم دارد آغوش تو را،اين دستهاى خسته ام
دور از هم آغوشى تو ، حس بريدن مى كنم
اين فكرهاى لعنتى، اين خاطرات گم شده
آخر كجاى اين جهان ،از عشق ديدن مى كنم
اين بغضهاى تو به تو،اين اشكهاى خود به خود
تا كى من اين اندوه را، با خود كشيدن مى كنم
- جاے 𝑻𝒐z گوشهِے 𝑸𝒂𝒍𝒃𝒆 منه💓
تنها به ياد بودنت ،احساس بودن مى كنم
خود را بغل مى گيرم و از بين اين ديوارها
تنها به شوق ياد تو، سوداى رفتن مى كنم
وقتى كه جاى خاليت، خود را نمايان مى كند
من در هجوم اشكها، احساس مردن مى كنم
كم دارد آغوش تو را،اين دستهاى خسته ام
دور از هم آغوشى تو ، حس بريدن مى كنم
اين فكرهاى لعنتى، اين خاطرات گم شده
آخر كجاى اين جهان ،از عشق ديدن مى كنم
اين بغضهاى تو به تو،اين اشكهاى خود به خود
تا كى من اين اندوه را، با خود كشيدن مى كنم
- جاے 𝑻𝒐z گوشهِے 𝑸𝒂𝒍𝒃𝒆 منه💓
- ۵۷۳
- ۰۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط