بازا ای دلبرا که دلم بی قرار توست💛♡

بازا ای دلبرا که دلم بی قرار توست
وین جان بر لب آمده در انتظار توست💛♡
در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست
در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست💛♡
جز باده ای که در قدح غم گسار توست
ساقی به دست باش ساقی به دست💛♡
باش که این مست می پرست
چون خم ز پا نشست 💛♡
و هنوزش خمار توست
سیری مباد سوخته ی تشنه کام را 💛♡
سیری مباد سوخته ی تشنه کام را
تا جرعه نوش چشمه ی شیرین گوار توست 💛♡
بی چاره دل بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد
ای دیده خون ببار ای دیده خون💛♡
ببار که این فتنه کار توست
ای سایه صبر کن که بر آید به کام دل 💛♡
ای سایه صبر کن که بر آید به کام دل
آن آرزو که در دل امیدوار توست 💛♡
دیدگاه ها (۰)

ای‌ کسانی‌ که‌ این‌ نوشته‌ را‌ می‌خوانید، اگر من‌ به‌ آرزویم...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

جاده بی راهه

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

### ⛓️ پارت ششم: دو رو از یک سکهسقوط... فقط باد سرد بود و سی...

## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت سوم: سایه‌ی حقیقتنورِ کم‌...

نقدی بر سینمایی «کامیون» به بهانه‌ی اکران آنلاین

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط