{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چند تار و پود تنم را بهم زدی

هر چند تار و پود تنم را بهم زدی

در من تنیدی و بدنم را به هم زدی

افسانه می شدی اگر عاشق نمی شدم

افسانه می شدم ..., شدنم را به هم زدی


در کوچه باغهای عبور , نگاه کن!

حتی مسیر آمدنم را بهم زدی


یکجا نشین , شبزده ی گیسویت شدم

گیسو بهم زدی , وطنم را بهم زدی

آغوش گرمسیر تو اقلیم دیگریست

اقلیم سرد پیرهنم را بهم زدی
دیدگاه ها (۳)

تقدیم به ساحتِ مقدسِ جانانم:🫂🧿🌐بایدبه تو تقدیم کنم جان و تنم...

باید به تو تقدیم کنم جان و تنم راتا بلکه در آغوشِ تو یابم وط...

#عاشقانه تقدیم جانانم🫂🧿🌐بایدبه تو تقدیم کنم جان و تنم راتا ب...

روزی که هوای گل و میل چمنم بودپاییز پُر از وسوسه ی آمدنم بود...

روزی که هوای گل و میل چمنم بودپاییز پُر از وسوسه ی آمدنم بود...

بی تو خسته است ز جانم تن وُ جانم ز تنمخسته ام من هم از این ب...

بی تو خسته است ز جانم تن وُ جانم ز تنمخسته ام من هم از این ب...

بی تو خسته است ز جانم تن و جانم ز تنمخسته ام من هم از این با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط