روح

اون میگه از دردهام براش بگم و من فقط به چشمانش نگاه میکنم
همیشه وقتی از چشمای خیسم میپرسه میگم گرد و خاک چشمم رو اذیت میکنه لرزش صدام هم برا اینکه گلوم یکم ملتهبه همیشه همینطور بوده
لبخندم رو بهت میبخشم کاری میکنم تا لبخندی به پهنای صورتت بزنی این خواسته منه پس چطور انتظار داری با دردهام ذهنت رو مشغول کنم؟
محو شدن لبخندت برام ترسناکه پس...پس منم لبخند میزنم حتی زمانی که بغضم رو قورت میدم 
دردها تقسیم شدنی نیستن فقط چند برابر میشن، بعضی وقتا درک شدنی هم نیستن
دردها غیر قابل توصیف ترین احساس هستند.
بهت میگم چرا خوشحالم
میگم دیروز از چی عصبانی بودم
برات از ترسم میگم
اما چطور غم هام رو توصیف کنم وقتی برای خودم هم غریبه هستن؟
کاش روحمون یکی بود تا شاید جرئه ای از دردم رو می چشیدی و طمعش رو حس میکردی
ببخشید اما، ما نمیتونیم هم رو درک کنیم، هیچکس نمیتونه کسی رو درک کنه
جمله "من درک میکنم" فقط یه سرپوش روی تمام قضاوت هاییه که توی ذهنمون میکنیم
شاید فقط همین که دست هات رو دورم حلقه کنی و بگذاری اشک هام شونه ات رو نمناک کنن برام کافی باشه
اینطوری، روح هامون بهم نزدیک تر میشن به امید روزی که به یک واحدیت برسن..
امیدوارم از چیزی که نوشتم خوشتون بیاد و بقیه نوشتهام رو بخونید🥲
دیدگاه ها (۱۱)

نتایج دتیز !-!

امروز برای چندمین بار متوجه شدم که هرکسی بهم میرسه دوستم نیس...

سلام بچه هامیخواستم یه چند کلام حرف بزنم .من خیلی وقته دارم ...

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۳(last part)_هعی+چی شده؟_میچا......

Custom bride part : 9

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

True Love③⑤شبتهیونگ: این ا/ت نبود مطمئنم این ا/ت نبود من ا/ت...

My lovely neighbor part : ۸۰

My professorChapter:2Part:118سئول | ساعت ۲۲:۳۷شب سردتر از هم...

‌‌ㅤㅤ           Kim Taeyang @/thv     🎀☆         نامه‌ای برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط