اتشی روشن کردم و عهد کردم تا خاموش شدنش دعایت کنم. میدانم

اتشی روشن کردم و عهد کردم تا خاموش شدنش دعایت کنم. میدانم به انچه میخواهی میرسی زیرا من هر بار یک هیزم اضافه میکنم.
دیدگاه ها (۲)

سلام خانومیا چطورین... ستایش پیجشو یه جوری کرده که نمیتونم و...

سریال و تموم کردمدیدن سریال یه حور عذاب بود و تموم شدنش خود ...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

دیگه زندگی واسم فرقی نداره… چه خوب بگذره، چه بد؛ انگار یه چی...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت شانزدهم 𓆪جیمین دست ات را گرفت.ـ «باید ...

ازدواج اجباری

جدایی

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

این فیک هم تموم شد خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی ب...

پارت ۴: از استیجِ رؤیاها تا قلبِ هایب!اون شبِ کنسرت، اصلاً ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط