غزل از چشم تو فواره‌کنان می‌آید

غزل از چشم تو فواره‌کنان می‌آید
مِی ز لبخند تو در ساغر جان می‌آید
شب اگر پرده به رخسار جهان می‌افکند
ماه از آن گوشهٔ زلفت نگران می‌آید
هر کجا نام تو بردند، دلم شور گرفت
کز نسیم نفست بوی جنان می‌آید
عشق، دیوانه و رند است و مرا می‌خوانَد
خبر از کوی تو با نغمه‌زنان می‌آید
#آریو_موسوی
دیدگاه ها (۱)

اولین بار بود نی عاشقدر نیزارسر به عصیان زداین عاشق لاغر اند...

اولین بار بود نی عاشقدر نیزارسر به عصیان زداین عاشق لاغر اند...

شعر می خوانم برایت گوشه ای آواز همشور می آید زتو در پرده های...

مست از لب تو ، شب ره میخانه گرفتمصد ها غزل از این د...

مست از لب تو ، شب ره میخانه گرفتمصد ها غزل از این د...

مست از لب تو ، شب ره میخانه گرفتمصد ها غزل از این د...

چشم رنگ عسلم تار شد ای یار ، بیادلم از ساغر می هم شده بیزار ...

چشم مستت از غزل دیوانه می سازد مرامستیت در شاعری ...

تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای توپرده غنچه می‌درد خنده دلگشای ...

دل خروشان اندرین دریای غم ساحل کجاست ای شک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط