چشم رنگ عسلم تار شد ای یار ، بیا

چشم رنگ عسلم تار شد ای یار ، بیا
دلم از ساغر می هم شده بیزار ، بیا

نفسا پیر سخن صید خوش آواز تو بود
صید دامت شده بازیچهٔ اغیار ، بیا

تیغ بر جام نگاهم زده دوشینه حکیم
دلربا شیشهٔ چشمم شده بیمار ، بیا

تیر مژگان تو بر دیدهٔ من درمان است
نازنین درد نگاهم شده بسیار ، بیا

چه گرفتار شب و سایه و بیحوصله ام !
پرده بردار از آن حلقهٔ رخسار ، بیا

قلمم در غزل چشم تو ای جان « کویر »
شده دیوانه تر از مرغ گرفتار ، بیا‌
دیدگاه ها (۴)

به یک نگاه تو بیمار می شود دل منبه یک کرشمه گرفتار می شود دل...

...بیا با سوز جان سازی بزن با تار دل ای یاربرایت شعر می‌گویم...

دنیا

اجازه خواستن #حضرت_علی_اکبر از #امام_حسین علیه‌السلام برای ر...

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

سردار سرسپرده جولان عشق کیست؟تنها امیر فاتح میدان عشق کیست؟ع...

آیت‌اله سلطانیان شاعر ایلامی

داستان #خیر_و_شردو رفیق بودند که یکی نامش خیر بود و دیگری شر...

#رزم_فرامرز_و_برزو#شاهنامهرزم فرامرز و برزوآن شب گذشت و بامد...

‌Part⁷ 🦢 [...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط