{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ثلامعلیکم.

ثلامعلیکم.
بنده دفتر هستم.
بیصو ثیث ساله.
از شهر سنگ قبر.
کشور مشکی.
بلهدوستان.
درست حدس زدید.
با لباس تموم مشکی و دفترم نشستم سر قبر رفیقم دارم از تو ته ته ته گوشیم پرسوناشو پیدا میکنم براش آرت میزنم خخخخ.
ملیکا تو دیگه چقد کصکشی.
نشستی واسه مرده نقاشی میکنی خخخ.
جالب اینجاس طرف بهترین آدمی بود که تو زندگیم باهاش آشنا شده بودم.
غمچیه نمیبینی دارم میخندم.😹😹
بعد جالب‌تر اینجاس اون باعث شد پام به ویسگون باز شه و با تموم اصطلاحات آرت و آرتیستی آشنا شم.
جالب‌ترترم اینجاس خودش نمیرفت تو ویسگون.
میگفت مطمئنم تا چندسال دیگه همه میفتن به جون هم، علاوه بر اون خیلی فحشای بدی میدن، دوست ندارم برم اون‌جا.
بعد نشستم واسش از پرسوناش آرت میزنم خخخ.
تازه همین دیروز واسش نامه نوشتم خخخ.
ملیکا بسکن تو دیگه مظلومنیستی.
توسنگدلیملیکا.
صنگدل خخخ.
جالب اینجاس بهم گفتن سنگدل چون به‌خاطر این‌که گریم نگیره نرفتم خاکسپاریش خخخ.
ظندگیبسکن.
ظندگیتمومشو.
ظندگی انقد صورت رفیقمو نکوبون تو صورتم باتشکر.🙏
دیدگاه ها (۸۴)

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

انگشت شستمو حس نمیک ـــهعیییی ..عامو شیدش خوبه .. ولی چهرش ج...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁷ویو جونکوکجونکوک... سکو...

فیک از بی تی اس وقتی داداشتن(p 4)ویو هایون من بخاطر کنکور خی...

#دوپارتیموضوع:(وقتی یه آرایشگری و...)جونگین/ا.تتو سالن کوچیک...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت یازدهم ۱۱

پارت سوم ویو ات ساعت ۱ خورده ای بود که الا اومد توی دفترم ال...

اینجا یه دختر هستکه ۱ سال پیشتو رو دیدمیدونی از کجا میشناختب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط