{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سوم

پارت سوم

ویو ات
ساعت ۱ خورده ای بود که الا اومد توی دفترم
الا. آماده ای
+ بلد نیستی در بزنی
الا. خوب حالا
+ دارم میگم که به وقت جلوی بقیه صوتی ندی
الا. من حواسم هست خوب خانم رئیس بریم
+ برو منم با ماشین خودم میام
الا. اوکی می بینمت
( الا رفت)
+۰ کیفمو برداشتم داشتم توی راه رو قدم میزدم که یکی از کارمندام با لیوان قهوه خورد به من و لباسم لک شد
+چه غلطی می کنی عوضی ( عصبی و حرس)
کارمند. بببخششید رئیس منو اعف کنید
+ گمشو تا همین جا خفه ات نکردم
(فرار کرد)
+۰اینم از شانس فاکی ما اه باید یه سر برم خونه و لباسمو عوض کنم توف توی این شانس با سرعت به سمت خونه روند رفتم داخل و لباسمو عوض کردم یه کت شلوار مشکی با یه تاپ یقه باز آلبالویی که کاملاً گردن تا خط سینه ام رو نشون میداد پوشیدم عطر و آرایشم رو تمدید کردم ساعت ۱:۴۵ بود سریع سوار ماشین شدم و به سمت خونه پدر خوانده روندم بادیگارد هان هم پشتم می اومدن ...
ویو جونگکوک
سر موقع آماده شدم و رسیدم به عمارت همه بودن الا اون شراب خاص (ات) احتمالا دیر کرده چون اون دوتا اومدن رفتم روی کاناپه نشستم
ویو الا
این ات کجا موند پس
تهیونگ. خانم سو الا خبری از رئیس ت نداری خیلی وقته منتظریم
الا. حتما اتفاقی افتاده مستر کیم وگرنه دیر نمی کرد
جیمین. جوری که لارا بشنوه . هی رئیست کجاست
لارا . نمی دونم
لارا. جوری که همه بشنون . الان باهاش تماس می گیرم
نامجون. بهتره این کار رو بکنی چون پدر خوانده زیاد صبور نیست
+ نیازی نیست ( وقتی وارد شد همه با تعجب نگاش کردن )
نامجون. خانم لی متوجه هستید چقدر تاخیر داشتید
+ بله مشکلی پیش آمده که باعث تاخیر شد
جین. امیدوارم دیگه تکرار نشه چون بی نظمی قابل ببخش نیست توی مافیا
یونگی. آقا کیم از زن ها چه انتظاری میشه رفت شما بی خیال شید
+ آقای مین من مادرتون رو نمی دونم ولی از من کار های زیادی بر میاد
- واو جالب بود (تمام مدت نظاره‌گر بود و ات رو زیر نظر داشت)
جیهوب. بهتره بیشتر از این وقت جلسه رو نگیریم
الا. موافقم
(پدر خوانده وارد شد) ( همه به نشانه احترام بلند شدن )
پ خ. همه بشینید میرم سر اصل مطلب من همه شما رو برای موضوع مهمی دور هم جمع کردم اتحاد
همه. سکوت. تعجب
پ خ. سال هاست باند بلک و شراب سیاه سر قدرت با هم میجنگن و این باعث میشه بقیه باند ها به مشکل بخورن پس من می خواهم که شما با هم اتحاد کنید
نامجون. من هم موافقم این دشمنی خیلی طولانی مدت شده
+ چون نمی خوای قبول کنی که من قوی ترم
پ خ. کل کل نکنید
+ قبوله
پ خ. شما باید با هم معامله کنید در برابر اسلحه و مواد معامله به سه قرار تبدیل میشه زیر سایه گرگ اون هم باید توی معامله حضور داشته باشه اولین معامله توی بندر بوسان ات و نامجون دومین معامله توی انبار باروت الا و تهیونگ میدونم تهیونگ عضو باند بلک نیست ولی باید به نمایندگی بقیه مافیا ها اونجا باشه سومین معامله جاده خاکی دئو لارا و جیمین
- زمانش
پ خ. خودت بهشون بگو جلسه تموم گورتون رو کم کنید
+ یواش . مرتیکه پیر خرفت
- واقعا خرفته
+توی بار می بینمت مستر جئون
- همچنین . چشمک
(جلو در عمارت ویو ات)
الا. کدوم گوری بودی همه منو به خاطر دیر کردن تو باز خواست کردن
+ حالا مگه چی شده
لارا. خره جلو اون پارک عوضی آبروم رفت
+ اوف تو یکی حرف نزن که خودت امروز شرکت نیومدی
لارا. به لطف جنابعالی که دیشب تا خر خره به خوردم مشروب دادی
تهیونگ. داد از اون ور. خانوما دعوا هاتون رو بزارین برای بد ماشین رو از سر راه بردارید راه رو باز کنید
+برو ماشینتو بردار
الا. اوکی
ویو جونگکوک
تهیونگ. چته چرا داری میخندی
- دیدی چطوری یونگی رو قهوه‌ای کرد
یونگی. نکنه دلت کتت می خواد
نامجون. من دسته کم گرفته بودنش
جین. چه زبونی هم داره
جیهوب. ولی از حق نگذریم خیلی جذاب بود
جیمین. جونگکوک خان که داشت با چشماش دو لوپی قورتش می داد
-ببند
تهیونگ. ببین جونگکوک بیخیال من می شناسمت خودتو به اون راه نزن این دختر اونی که فکر می کنی نیست
- از همینش خوشم میاد خوب دیگه من برم
دیدگاه ها (۷)

بچه ها اگه بخوام درباره فیک خون و عشق بگم اینه که پر از کل ک...

پارت دومویو جونگکوک از خواب بیدار شدم چی؟ اینجا کجاست؟ اه اح...

برای من جونگکوک بود

پارت اول ویو آت اه سرم امروز خیلی کار دارم این سردرد فاکی هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط