{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال من

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال من
حق من بودی چرا،هرگزنبودی مال من ؟

میروم باپای خسته ، دست بسته،چشم تر
شکرمیگویم خدا را،هست ناخوش حال من

میروم از شهر تو بیرون،به شهر دیگری
هیچکس حتی نمی آید به استقبال من

کوله باره پاره ام را توشه ی راهم کنم
گم شده اسباب من،درهم شکسته بال من

فال میگیرم و میدانم که تعبیرش بد است
اشک حافظ رادرآوردم ،که این شد فال من

شعر میگویم بدین سان،گرم میگردد سرم
سرد میگردد سرم ، با سردی اقبال من

در خیالم با خیالت رو به روی هم شدیم
در خیالات خودم ، دیدار با بی دیدارمن
دیدگاه ها (۱)

پروردگارا ... توانم ده تا دوست بدارم بی‌ چشمداشت و بفهمم دیگ...

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستمگرچه میدانم که عمری در غریبی ز...

.

.

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا،هرگزنبودی م...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا،هرگزنبودی م...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط