{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال من

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال من
حق من بودی چرا ، هرگز نبودی مال من ؟

می روم با پای خسته ، دست بسته ، چشم تر
شکر میگویم خدا را ، هست ناخوش حال من

می روم از شهر تو بیرون ، به شهر دیگری
هیچکس حتی نمی آید به استقبال من

کوله باره پاره ام را توشه ی راهم کنم
گم شده اسباب من ، در هم شکسته بال من

فال می گیرم و می دانم که تعبیرش بد است
اشک حافظ را در آوردم ، که این شد فال من

شعر می گویم بدین سان ، گرم میگردد سرم
سرد میگردد سرم ، با سردی اقبال من.
دیدگاه ها (۱)

آمدم پیش دوچشمانت بمیرم نیستیازشفای بوسه‌ات‌حاجت‌بگیرم نیستی...

‌ بی نهایت دوستت دارم ، اگر باور کنیمی توانی این سند را، ثبت...

سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفتباختم در عشق و بر، این...

کیستی در دل شب نام تو نجوای من است؟نیستی و همه شب عشق،تمنای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط