{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال من

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال من
حق من بودی چرا ، هرگز نبودی مال من ؟

می روم با پای خسته ، دست بسته ، چشم تر
شکر میگویم خدا را ، هست ناخوش حال من

می روم از شهر تو بیرون ، به شهر دیگری
هیچکس حتی نمی آید به استقبال من

کوله باره پاره ام را توشه ی راهم کنم
گم شده اسباب من ، در هم شکسته بال من

فال می گیرم و می دانم که تعبیرش بد است
اشک حافظ را در آوردم ، که این شد فال من

شعر می گویم بدین سان ، گرم میگردد سرم
سرد میگردد سرم ، با سردی اقبال من

یاد دارم مادرم ، من را نوازش کرده بود
خشک شد لب های من ، بیهوده شد افعال من

در خیالم با خیالت رو به روی هم شدیم
در خیالات خودم ، دیدار با بی دال من..
دیدگاه ها (۳)

..نمرده ام که دلم را کنار بگذاریهنوز منتظرم تا قرار بگذاری.ه...

.ای صمیمی !ای دوســــت !گاه و بیــــگاه ، لب ِ پنجره ی خاطره...

باز در کوچه کسی عاشق باران شده استاین دروغ است ولی نامِ تو ع...

کاش......حتی ، یک بار....لابه لای غم دلتنگی,من...." تو " گذر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط