" تو چرا می‏جنگی؟ "

" تو چرا می‏جنگی؟ "

پسرم می‏پرسد،

من تفنگم در مشت،

کوله ‏بارم بر پشت،

بند پوتینم را محکم می‏بندم

مادرم، آب و آیینه و قرآن در دست،

روشنی در دل من می‏بارد

پسرم بار دگر می‏پرسد،

که چرا می‏جنگی؟

با تمام دل خود می‏گویم:

تا چراغ از تو نگیرد دشمن ...






سراینده : محمدرضا عبدالملکیان
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

پارت: 9 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**جنگ‌های دبیرستانی همیشه از...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۷: بابای واقعی کیه؟جونگوک گوشی رو مح...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

#دخترم می پرسد : تو چرا می جنگی؟من تفنگم در مشتکوله بارم بر ...

پسرم می پرسد : تو چرا می جنگی؟من تفنگم در مشتکوله بارم بر پش...

مادرم ؛ آب و آیینه و قرآن در دستپسرم بار دگر می‌پرسدتو چرا م...

زره فروخته شد تا تو را به دست آردکسی که فاطمه دارد دگر چه غم...

زره فروخته شد تا تو را به دست آردکسی که فاطمه دارد دگر چه غم...

من مهديم ، در دست تيغ انتقامم مادر به قبر مخفيت بادا سلامم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط