{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

علقمه گفتمو دیدم دلم از پا افتاد

علقمه گفتمو دیدم دلم از پا افتاد

یاد لب های علی اصغر و دریا افتاد

علقمه گفتم که سواری بی دست

تیر انقدر به او خورد که از پا افتاد

علقمه گفتم ودیدم که عمودی امد

ناگهان در وسط معرکه سقا افتاد

شیری افتاد زپا هو همگی شیر شدن

گذر گرگ به اهوی حرم ها افتاد

وسط این همه سر نیزه وتیر

ناگهان چشم علمدار به زهرا افتاد

السلام علیک یا ساقی عطاشی کربلا
دیدگاه ها (۵)

علقمه گفتمو دیدم دلم از پا افتادیاد لب های علی اصغر و دریا ا...

علقمه گفتم و دیدم که عمودی آمـــدناگهان در وسط معرکه سقـــا ...

#دست_وعلم_ومشک_سه_حرف_عشق_استعلقمه گفتم و دیدم که عمودی آمدن...

#دست_وعلم_ومشک_سه_حرف_عشق_استعلقمه گفتم و دیدم که عمودی آمدن...

علقمه گفتم و دیدم که عمودی آمدناگهان در وسط معرکه سقا افتادش...

علقمه گفتم و دیدم دلم از پا افتادیاد لبهای علی اصغر و دریا ا...

علقمه گفتم و دیدم دلم از پا افتادیاد لب های علی اصغر و دریا ...

شیری افتاد زپا و همگی شیر شدند گذر گرگ به آهوی حرم ها افتاد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط