دارم از دست میرم. هورا.

دارم از دست میرم. هورا.
چقدر نوشتن خوبه. حتی اگه ختم بشه به چرت و پرت. همین الان صدای گریه یه نوزاد اومد. اونم از طبقه‌ی بالا. فقط یه دفعه بهم یادآوری شد که هنوز زنده‌ام. و حتی یه نوزاد هم داره تلاش میکنه که زنده بمونه. چقدر ارزشمند.
تیکه ننداختم، واقعا ارزشمنده. هرکسی نمیتونه
برای زندگی کردن تلاش کنه. نهایتا تلاش می‌کنیم که زنده بمونیم. حوصله سربره.
برای نوشتن " حوصله سربره" ۵ بار "سربر" رو که کیبوردم به "سربرگ" تبدیلش می‌کرد رو ویرایش کردم. نمیدونم چرا کیبورد فکر میکنه میتونه بهتر از من درست بودن کلمات رو تشخیص بده؟!
اینا اثرات نشخوار فکریه وگرنه که اصلا نباید این چیزا رو قاطی متن اصلی کنم. البته قرار بود این یه پست باشه با تک‌جمله‌ی:
دارم از دست میرم. هورا.
ولی یهو شد یه متن پر از شلوغیِ ذهنی.
پس اصلی و فرعی نداره و صدالبته که برام مهم نیست و قراره پستش کنم.
یجورایی که انگار با خودم کنار اومدم.

هنوز دارم شنا میکنم، ولی سرعت امواج داره به زورم میچربه. سخته ولی میخوام دووم بیارم.
خواهیم دید چه خواهد شد.


ممنونم که پستی که قرار نبود هیچوقت بخونی رو کمتر از یه ساعت از پست کردنش خوندی.
اگر این پست رو میبینی، امیدوارم مشنگ بازی درنیاری و بدونی که منظورم از استاد خوده خودت بود.
بی‌ادب نشدم، یکم با مغز منطقیم یا منطق مغزم یا هرچی اسمش رو میزاری کنار اومدم.
اگر هیچوقت این پست رو ندیدی هم مهم نیست فکر نکنم انقدر مشنگ باشی که نفهمیده باشی منظورم از استاد خودت بوده.
خوشحالم که زنده‌ای. چون یعنی تو هم داری شنا میکنی. هرچند که کوسه‌های پرتگاهِ تو خیلی بیشترن.
دیدگاه ها (۰)

من عاشق دشمنم شدم پارت دوم

نوجوونی و از تاریخ فراری؟ دوست داری درباره تاریخ جهان بیشتر ...

سلام،در برنامه ی دیگه فعالیت مذهبی دارم رفتم تو صفحه ی کاربر...

TEN YEARS OLD LOVE ⁵

هایدیییییی ( محض آشنایی بیشتر )

کپشن حتما حتمااااااااا چک بشه

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

رمان اسیر خان پارت دوازدهم ۱۲

🐰همه پروژه‌های تولدمون رو دیدم. خیلی ممنونم از همه تون🐰فکر م...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇14ویو نامجون:صبح مثل همیشه وارد کلاس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط