پشت مرز های مارالیا

پشت مرز های مارالیا
قسمت 5
از زبان لوسین
رفتیم سمت کلاس وایساااااا چی حتی گفتن کجا بشینیم به بثچه ها نگاه کردم و گفتم
لوسین: شما کجا میشینین
ستی: صندلی... F4
اجین: منم حوصله ندارم بخونم
لوسین: توف تو روحت اجین بده من این برگه بی صاحاب رو... صندلی F6 منم صندلی E5 درست بغلی و وسط شما اصلا عالی
رفتیم داخل کلاس و وایسااااااااا صندلی من بغل لوسیفرههههههه همون مرتیکه #### (نویسنده: درم عذاب میبینم به کراشم فحش میدم)
رفتم سمت صندلیم و اممم این لیلیث نیست همونه که دیروز داشت به جد و ابادم توهین میکرد مجبور شدم یه مشت بکوبونم تو صورتش... چرا روی میز من نشسته اه بیخیالش
اومدن از کنار میزش رد بشم که لوسیفر یهو یقمو گرفت و کشید و دم گوشم گفت
لوسیفر: اگر دوستای ### برات مهمن منا از دست این زنیکه ( اشاره به لیلیث) نجات بده وگرنه دوستات بلاهای خوبی سرشون نمیاد... شوخی ندارم.
اب دهنمو قورت دادم و باشه لرزونی گفتم و لوسیفر یه لبخند تمسخری زد، نفس عمیقی کشیدم و رفتم سمت لیلیث و جدی گفتم
لوسین: پاشو همین الان ( جدی)
لیلیث بهم نگاه کرد و گفت
لیلیث: هه... چرا بچه مثبت اوووو درسته میخوای خودتو درسخون نشون بدی و ( زر زر زر زر)
لوسین: لیلیث بار اخر میگم پاشو وگرنه
لیلیث: وگرنههههه
عصبی شدم و موهای بلندشو گرفتم و پرتش کردم سمت یه صندلی دیگه و بعدش نشستم سر جام
لوسیفر اولش تعجب کرد ولی بعد لبخند عجیبی زد اَه اصلا مهم نیست.
رفتم و نشستم بغلش که لوسیفر اومد نزدیک گوشمو گفت
لوسیفر: (اروم) افرین خوب بلدی نوکری کنی
لوسین: چه گوهی خوردی حرو#########
لوسیفر: بهتره خفهه
اجین: اخخخخخخخخخخ شیبال گوجو
لوسین: وات چی شد
ادامه دالد بعد ۶ لایک
ببخشید کم شد توی 10 دقیقه نوشتم چون دو تا رمان بود و 15 گوشی داشتن
دیدگاه ها (۰)

گوهر مارگارتا قسمت 4 از زبان نویسنده درحالی که نیکولاس سعی د...

پارت ۱

پارت ۴ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو لوید 《عا خسته شدم چقدر معمور...

پارت ۲۷

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -------part:25

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

KIM V

You are mine...⁵واقعا لقب عروسک کوچولو بهش میادهم شبیه عروسک...

سم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "26" • • • • • • • • • "ه...

فقط یک دوست معمولی پارت 6کاغذ رو برداشتم و پشتش نوشتم:«منشی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط