°••شهیــ🍃ــده••°:

°••شهیــ🍃ــده••°:
#تلنگرانہ

تو تهران یکی می گفت: خوش به حال مسافرکشانِ میدان آزادی
که آزادانه فریاد می زنند: آزادی - آزادی - آزادی

و عابرانِ خسته می پرسیدند:
آزادی چند؟
من عابری را دیدم که از راننده سوال کرد: آزادی کجاست؟
و راننده با لحن معنی داری گفت: رد کردی؛ آزادی قبل از انقلاب بود.


و من به او گفتم: آری
از "غرب" که به میدان آزادی نگاه کنی، آزادی قبل از انقلاب است؛

ولی از میدان "امام حسین (ع)" که به آزادی نگاه کنی، می بینی آزادی درست بعد از انقلاب قرار دارد.
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش اول)

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

چهار بعدازظهر بود و تو دقیقاً جلوی پیست اسکیت روی یخ ایستاده...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2«ویو ا.ت»یه مردی پشت میز نشسته بود و سرش پایین بود...

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 بیست و سوم مهر؛ روز جهانی ...

نه !!تا زمانی که گنگ و دسته امثال ما به عنوان "" باهوش ترین ...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

زیبای کوچک فریبکار

تک‌پارتی‌ ‌جیهوپ«وقتی‌دعواتون‌میشه‌و...»صدای موسیقی ملایم سا...

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت سوممیدونم هیچکس جز ساداکو نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط