{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دور

از دور
مے بوسمـ تو را
اے آرزوے هر شبم
شاید ڪہ با این دلخوشے
پایان گرفتـــــ تاب وتبم
از دور مے بوسمـ تو را
اے ڪعبہ دلبستگے
اے آشناے با وفا
اے مرهمـ هر خستگے…
دیدگاه ها (۱)

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

گاهی آدمدلتنگِ ڪسی می‌شودڪه حتی حق ندارددلتنگش باشدڪسی ڪه اگ...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

شاید دیدن این پست اتفاقی نباشه…شاید خدا خواسته همین الان این...

باباجونم«می‌پرسم از این شب‌های بی‌سحر:این دل که تنگ است، به ...

🍁🍂 #پاییز من اے ڪہ تجلے گاہ هر آن‌چہ در عشق نهفتہ استاز شورو...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

ط قند روزای تلخ منی......

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

رقیه بنت الحسین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط