روزهای اول خانه شان پرده نداشت، خجالت می کشیدند همدیگر را

روزهای اول خانه شان پرده نداشت، خجالت می کشیدند همدیگر را ببوسند.
چند روز بعد یک پرده توری خریدند تا عشق شان را از مردم پنهان کنند.

چند سال بعد یک پرده ضخیم خریدند که مردم خیابان شاهد دعوایشان نباشند.
بعدا پرده را کنار زدند تا بتوانند همسایه های شان را در خانه های روبرو دید بزنند.

مدتی پرده پوشی کردند، چندی پرده دری کردند، بعد بی پرده همه چیز را گفتند،،،،
ماهها بود پرده ها کثیف و پاره شده بود، حوصله نداشتند عوضش کنند!!!
دیدگاه ها (۲)

روزهای اول خانه‌شان پرده نداشت، خجالت می‌کشیدند همدیگر را بب...

روزهای اول خانه شان پرده نداشت ،خجالت می کشیدند همدیگر را بب...

همه ایران سرای من است

تهرانیان قدیم برای آنکه دختران شان زودتر راهی خانه شوهر شوند...

پارت ۴۸صبح اول صبح که اوبیتو بیدار شد، همه چی به طرز خیلی عج...

اهل البیت علیهم السلام را کنار دروازۀ شهر سه روز متوقف نمودن...

#لب_های_خشکیدهباد ملایم بهاری پوست صورت را به نرمی نوازش می‌...

سید عبدالکریم، پیرمرد کفاش معاصری بود که در تهران زندگی می ک...

نروژ، کشوری که در آن نمی‌توانید درآمد خود را پنهان کنید!!در ...

اوج نفرت را روی تختش تجربه کرد ، وقتی نور شدید خورشید از پنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط