روزهای اول خانه شان پرده نداشت ،

روزهای اول خانه شان پرده نداشت ،
خجالت می کشیدند همدیگر را ببوسند
چند روز بعد یک پرده توری خریدند
تا عشقشان را از مردم پنهان کنند
چند سال بعد یک پرده ضخیم خریدند
که مردم خیابان شاهد دعواهایشان نباشند
بعدا پرده ها را کنار زدند تا بتوانند
همسایه هایشان را در خانه های رو به رو دید بزنند .
مدتی پرده پوشی کردند ،
چندی پرده دری کردند ،
بعد بی پرده همه چیز را گفتند
ماه ها بود پرده ها کثیف و پاره شده بود
حوصله نداشتند عوضش کنند ...
دیدگاه ها (۱)

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ¹ویو ا/توایییی... 😑دو روز پ...

روزهای اول خانه شان پرده نداشت، خجالت می کشیدند همدیگر را بب...

روزهای اول خانه‌شان پرده نداشت، خجالت می‌کشیدند همدیگر را بب...

مونالیزا پارت ۳۵

گروه سیاسی #خبرگزاری_فارس : هدفشان ایجاد #اغتشاش بود و بر هم...

در خارج از ایران در چنین روزی رسم بر این است که به بهانه رو...

'پارت هیجدهم'P¹⁸بعد از پیامکی که برای جواب به اون دختر داده ...

یک قدیس هندو که برای حمام گرفتن در رود گنگ آمده بود اعضاء خا...

دنیای دروغین پارت سوم

چند پارتی پارت پنجم بوسه‌ها دیگر آرام نبودند. طولانی، سنگین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط