طوفانی که خاموش شد
توضیحات :
خب ،این فن فیک به درد کسایی میخوره که مانگا رو تا آخر خوندن .اگه نخوندین هم باید صبر کنین ،بعد از دو سه تا پارت از این فن فیک ،اگه حمایت بالا باشه ،یه ورژن فقط مخصوص خود انیمه مینویسم که بدون خوندن مانگا هم بتونین لذت ببرین .
♡اسم شما : کومیکو (طبق معمول اسم خودم)
♡شیپ : کیساکی و کومیکو
♡بستگان :تاکه میچی 😊
♡خط زمانی : بعد از آخرین چپتر مانگا ،جایی که تاکه میچی ازدواج میکنه .
♡سن کومیکو : ۲۶(چه عدد جالبی .نه ؟)
♡سن کیساکی : ۲۷
♡اخلاق کومیکو : به شدت پر انرژی ،خلاق ،پر شور و شوق ،با انگیزه ،حمایت کننده ،سازگار با هر محیطی ،همه ی کارا رو دقیقه ۹۰ انجام میده (خواهید فهمید چرا این رو گفتم)،به شدت از آرایش متنفره ، همیشه ترس از دست دادن بقیه و داره ،فرقی نداره که اون فرد دشمنش با یا بهترین دوستش(مهربونی بیش از حد) وعاشق گربه هست. البته همه ی اینا مال وقتی هست که با جمع دوستاش هست .وقتی تنها میشه ،انگار افسردگی گرفته.توی تنهایی آهنگ گوش میده ،فقط شب ها لباس مشکی میپوشه ،در طول روز لباسای رنگی رنگی میپوشه ،بر خلاف ظاهرش ،خر خون کلاس بوده و قبلا دانشجو پزشکی بوده و تا حدودی پولدار به حساب میاد (بعدا میفهمین چرا).
♡اخلاق کیساکی : محاله کسی ندونه .
داستان اینجوری شروع میشه که توی عروسی تاکه میچی ،همه آشنا هستن ،اما بین اون همه نفر ،یک نفر هست که اصلا کسی نمیشناسه ،اون بهترین رفیق هیناتا ،کومیکو هست. وقتی آخر های عروسی میشه ،کیساکی خیلی ناراحت میخواد از عروسی خارج بشه که چشمش به کومیکو میخوره که یکم جلب توجه میکنه .چون کومیکو مدام با هیناتا بگو بخند داره (یعنی همش پیش هیناتا هست) و جرقه ی عجیبی توی دل کومیکو و کیساکی زده میشه .اولین باری که به هم بر خورد میکنن و باهم صحبت میکنن هم ،توی عروسی هست .زمانی که کومیکو به صورت اتفاقی ،کنار کیساکی وایمیسته و کیساکی از انرژی کومیکو متعجب میشه .ادامه ی داستان در روز های آینده ....(فکر کنم تا حدودی کل داستان رو گفتم ،ولی داستان پیچیده تر از این حرفا خواهد شد) حمایت یادتون نره .
♡و اینکه وقتی توی پرانتز چیزی مینویسم ،اون جزو داستان نیست .در واقع دیدگاه خودم هست نسبت چیزی که نوشتم .انگار دارم براتون داستان رو میخونم و همزمان دیدگاه خودم رو هم میگم
خب ،این فن فیک به درد کسایی میخوره که مانگا رو تا آخر خوندن .اگه نخوندین هم باید صبر کنین ،بعد از دو سه تا پارت از این فن فیک ،اگه حمایت بالا باشه ،یه ورژن فقط مخصوص خود انیمه مینویسم که بدون خوندن مانگا هم بتونین لذت ببرین .
♡اسم شما : کومیکو (طبق معمول اسم خودم)
♡شیپ : کیساکی و کومیکو
♡بستگان :تاکه میچی 😊
♡خط زمانی : بعد از آخرین چپتر مانگا ،جایی که تاکه میچی ازدواج میکنه .
♡سن کومیکو : ۲۶(چه عدد جالبی .نه ؟)
♡سن کیساکی : ۲۷
♡اخلاق کومیکو : به شدت پر انرژی ،خلاق ،پر شور و شوق ،با انگیزه ،حمایت کننده ،سازگار با هر محیطی ،همه ی کارا رو دقیقه ۹۰ انجام میده (خواهید فهمید چرا این رو گفتم)،به شدت از آرایش متنفره ، همیشه ترس از دست دادن بقیه و داره ،فرقی نداره که اون فرد دشمنش با یا بهترین دوستش(مهربونی بیش از حد) وعاشق گربه هست. البته همه ی اینا مال وقتی هست که با جمع دوستاش هست .وقتی تنها میشه ،انگار افسردگی گرفته.توی تنهایی آهنگ گوش میده ،فقط شب ها لباس مشکی میپوشه ،در طول روز لباسای رنگی رنگی میپوشه ،بر خلاف ظاهرش ،خر خون کلاس بوده و قبلا دانشجو پزشکی بوده و تا حدودی پولدار به حساب میاد (بعدا میفهمین چرا).
♡اخلاق کیساکی : محاله کسی ندونه .
داستان اینجوری شروع میشه که توی عروسی تاکه میچی ،همه آشنا هستن ،اما بین اون همه نفر ،یک نفر هست که اصلا کسی نمیشناسه ،اون بهترین رفیق هیناتا ،کومیکو هست. وقتی آخر های عروسی میشه ،کیساکی خیلی ناراحت میخواد از عروسی خارج بشه که چشمش به کومیکو میخوره که یکم جلب توجه میکنه .چون کومیکو مدام با هیناتا بگو بخند داره (یعنی همش پیش هیناتا هست) و جرقه ی عجیبی توی دل کومیکو و کیساکی زده میشه .اولین باری که به هم بر خورد میکنن و باهم صحبت میکنن هم ،توی عروسی هست .زمانی که کومیکو به صورت اتفاقی ،کنار کیساکی وایمیسته و کیساکی از انرژی کومیکو متعجب میشه .ادامه ی داستان در روز های آینده ....(فکر کنم تا حدودی کل داستان رو گفتم ،ولی داستان پیچیده تر از این حرفا خواهد شد) حمایت یادتون نره .
♡و اینکه وقتی توی پرانتز چیزی مینویسم ،اون جزو داستان نیست .در واقع دیدگاه خودم هست نسبت چیزی که نوشتم .انگار دارم براتون داستان رو میخونم و همزمان دیدگاه خودم رو هم میگم
- ۸۴۰
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط