{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌹🍷...................پارت۶.................🍷🌹

🌹🍷...................پارت۶.................🍷🌹
#معشوقه_آلفا
…………ویو مین…………
مثل همیشه ته قمار خونه توی تاریکی نشسته بود که یه امگای کیوت وارد قمار خونه شد و یه مرد به سمتش رفت یه جا نشستم و نگاه کردن که چه اتفاقی میوفته و بی‌قراری گرگم رو نادیده گرفتم‌.
تا وقتی اون عوضی اون پیشنهاد و بهش داد و اختیار گرگم از دستم در رفت، به سمت مرد حمله کردم و به عقب پرتابش کردم .(خودم شخصا ا)
………ویو جیمین…………
اون مرد و به لطف بابام می شناختم مین یونگی عضو سازمان مافیایی جئون و دوست جانگ بود.
اما چرا اون کارو کرد؟
چرا چشماش قرمزه
ن.نکنه نکنه گرگش اون کار رو کرد اما چرا؟!
مین دست جیمین رو گرفت و با خودش سمت ماشین برد با اون چشمای قرمز و سرعت وحشدناکش به شدت واسه دل نازک جیمین ترسناک بود.
÷ دارید منو کجا می‌برید:؛ لطفاً آروم تر برید.
مین یونگی عصبی غرید
~(علامت یونگی)وقتی پاتو به همچین جای بدی گذاشتی باید منتظر همچین چیزی هم می‌بودی.
مین با سرعت زیاد به سمت عمارت رفتن وقتی رسیدن مین دست جیمین رو گرفت رو توی اتاق خودش انداخت و در رو قفل کرد.(نکته:خودش الان بیرون اتاقه)
ادامه دارد..........🌹🍷
حمایت لطفاً ❤️
دیدگاه ها (۱۰)

🍷🌹……………………پارت۵……………………🌹🍷#معشوقه_آلفا……ویو جیمین…………کوله پشت...

#معشوقه_آلفا

#معشوقه_آلفا

#معشوقه_آلفا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط