{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم
پرم از حس دلگیری که نامش را نمی دانم

تو اقیانوس سرشار از تلاطم های آرامی
و من دریاچه ی اشکی که دایم رو به طغیانم

بزن نی باز غوغا کن..بزن دف شور برپا کن
به هر سوزی بگریانم به هرسازی برقصانم

ببین آیینه وار از حس تصویر تو لبریزم
تو آرامی من آرامم،پریشانی پریشانم

اگر شعری نوشتم رونویسی از نگاهت بود
که این دیوانگی ها را من از چشم تو می خوانم
دیدگاه ها (۲)

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﭘﺮ ﺭﻧـــــــﮓ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻣﺖ ...ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﭘــــــ...

ﻓﮑـــــﺮ ﺑـﻮﺩﻧـﺖ ﺩﯾــــﻮﺍﻧـﻪ ﺍﻡ ﻣﯽ ﮐـــــﻨﺪ ........تـــــــ...

ﺍﻭﻥ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﻫﻤﻪ ﻣﺜﻞ ﻣﻨﻦ…ﺭﻓﺖ ﺳﺮﺍﻍ ﺑﻘﯿﻪ…ﻣﻨﻢ ﻓﮑﺮﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﻣﺜﻞ ﺍﻭ...

من ویسگونیم خراب شده با اکانت جدید اومدم همه کسایی که دنبال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط