{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم
پرم از حس دلگیری که نامش را نمی دانم

تو اقیانوس سرشار از تلاطم های آرامی
و من دریاچه ی اشکی که دایم رو به طغیانم

بزن نی باز غوغا کن..بزن دف شور برپا کن
به هر سوزی بگریانم به هرسازی برقصانم

ببین آیینه وار از حس تصویر تو لبریزم
تو آرامی من آرامم،پریشانی پریشانم

اگر شعری نوشتم رونویسی از نگاهت بود
که این دیوانگی ها را من از چشم تو می خوانم
دیدگاه ها (۰)

.براش می‌نوشتم دوثت دارمتا بهم بگه دوثت دارم نه، دوست دارم؛ا...

نیست مرا جز تو دوایارِ جگر گوشه‌ی من...! #بهار_کاظمی

تو همان بوسه ی نابیوسط یک دعوا

لطفا یه شوهر واسه این دخملم پیدا کنید 😉😜😁

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط