اون دیالوگ حوض نقاشی بود

اون دیالوگ حوض نقاشی بود
که بابای سهیل بهش میگه
ببخشید که بابات شدم سهیل،
اون دیالوگو دلم میخواد به خونوادم بگم
، به دوستام، به همه.
ببخشید که من رفیقتم،
ببخشید که من بچتم،
ببخشید که من هستم :)🙃💕
دیدگاه ها (۱۱)

من تجربه کردم دقیقا شنبه هفته پیش بود 11 / 7 / 1404 داشتی...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.4کانگ وو:خب چرا ای...

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

بجای اینکه زیاد بشیم کم شدیم شمام که اصلاحمایت نمیکنید

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

داستان زندگی منپارت:21+از پاساژ بیرون آمدیم از بچه ها خداحاف...

پارت ۱۱

فیک تهیونگ

ادامه پارت6:اون کسی که مرد ازش خواهش میکرد بهش رحم کنه هیونج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط