{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا و الصدیقین:

بسم رب الشهدا و الصدیقین:

هوای امام رضـــا رو کرده بودم.
اصرار روی اصرار کہ ســـید بیا بریم مشهد پابوس امام رضا.
یہ نگـــاه بهم کرد و گفت؛
"خیلے دوست دارم بیام،
ولے همون سفر قبلے هم کہ قسمت شد خدارو شــــکر،
این بار قصد کردم برم کــــربلا زیارت امام حســـین ..."
وقتے شهـــید شد هنوز یاد حرفش بودم
غصہ ام بود کہ نتونست بره کربلا ،
اما وقتے وصیت نامـــہ ش رو دیدم دلم آروم گرفت.
توی وصیت نامــــہ ش نوشتہ بود:
موفق نشدم قبر شش گــوشہ آقا را زیارت کنم؛
اما توفیق نصیبم شد کہ خــــود آقا اباعبـــداللہ را زیارت کنم.


شهید سید زین العابدین نبوی

پیج لاین
http://line.me/ti/p/%40yck0500m
لینک کانال مون در تلگرام
https://telegram.me/shahidan313gomnam
#شهدا
دیدگاه ها (۱)

رهبر شهید: دلم برای رئیسی سوخت💔نمایی از مرقد مطهر شهید رئیسی...

🎦نگاهی به زندگی پربار آیت الله شبیری زنجانی🔴 بخشی از پیام آی...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

بزرگی به شناخت‌ و‌ معرفت به خدا و امام زمان عجش-هید رضا پناه...

اینجا چقدر آسمان نزدیک است...

وصیت نامه شهید سجاد زبرجدی:سلام علیکم و رحمه الله#خداوند منا...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

پدر آقاسید موسی شبیری، اسم ایشان را به عنوان توسّل به حضرت م...

سلام دوستان من زینب هستم دختر مذهبی هستم چادریم اهل شهدا و ز...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط