راستش هیچوقت فکرشو نمی‌کردم بیبی مانسترمون رو انتقال بدن.

راستش هیچوقت فکرشو نمی‌کردم بیبی مانسترمون رو انتقال بدن..
نمیدونم چرا این پست رو میزارم اما واقعا خیلی ناراحتم:)
بیبی مانستر الان منتقل‌ شده به مونلایت و خب خداروشکر من زود رسیدم اما برای آسا شدن دیر بود.. برای همین آهیون شدم
اما بقیه اعضا چی؟ اونارو جزوی از خانواده ی خودم میدیدم...تلاش هامون برای دبیو چی؟ چرا ؟ واقعا چرا...
خداروشکر ساچی هم زود رسید تقربیا و دوباره همگروهی شدیم 💝🍰تنها کسی که تونست دوباره همگروهیم شه ساچی بود اما بقیه چی... این منصفانه نیست ما خیلی زحمت کشیدیم....
نمیدونم چیبگم اما نیاز داشتم یکم خودمو خالی کنم:)))
دیدگاه ها (۱۱)

پارت سه راستی عکس تغییر کرد گم نکنی

معرفی خودم برای هزارمین بار😂(خو چیکار کنم حوصلم سر رفته) 🥺اس...

کسخلان گروگان

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

دیدار باتو (ادامه پارت ۲ )

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت سوم | «نشانی که نباید دیده می‌شد»زن...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

contact 🍷#contract 𝑃𝑇11_ امروز تولدمه، و تو فراموش کردی قرمز...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط