خیلی،قشنکه بخون

خیلی،قشنکه بخون



پسـر بغضش میترکہ میزنہ زیره گریہ ...
دختره میگہ چرا گریہ میکنے زندگیم؟؟؟؟
پسـر با هق هق میگہ: کاش کور بودم دیروز با اون پسره نمیدیدمت ...
دختر: پسرخالم بود!!!
پسـر: پس چرا دستشو گرفتہ بودے؟؟؟
دختر: چون مثل داداشمہ!!!
پسـر: پس چرا رفتے خونشون؟؟؟؟
دختر: خب رفتم خونہ ے خالم دیگہ عشقم اینطورے نکن توروخدا ...
پسـره میگہ: تا حالا نمیدونستم داداش من پسر خاله ے تو میشہ ... !!!
✙هــِْـــــــْــِـــheــــــِـْــــــِْـه✙
دیدگاه ها (۳)

اسیر مافیا پارت ⁷دیگه کنترلش از دست داد و تا خواستم سیلی برن...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

کامنت بزار تا جایی که میتونی

پسـر بغضش میترکہ میزنہ زیره گریہ ...دختره میگہ چرا گریہ میکن...

پسـر بغضش میترکہ میزنہ زیره گریہ ...دختره میگہ چرا گریہ میکن...

پسـر بغضش میترکہ میزنہ زیره گریہ ...دختره میگہ چرا گریہ میکن...

پسر بغضش میترکه میزنه زیره گریه،دختره میگه چرا گریه میکنی زن...

خیلے قشـــنگه....پسر بغضش میترکه میزنه زیره گریه،دختره میگه ...

پسر بغضش میترکه میزنه زیره گریه،دختره میگه چرا گریه میکنی زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط