پسر بغضش میترکه میزنه زیره گریه،دختره میگه چرا گریه میکنی

پسر بغضش میترکه میزنه زیره گریه،دختره میگه چرا گریه میکنی زندگیم؟
-پسر با هق هق میگه کاش کور بودم دیروز با اون پسره نمیدیدمت.
دختر-پسرخالم بود
پسر-پس چرا دستشو گرفته بودی؟
دختر-چون مثل داداشمه!
پسر-پس چرا رفتی خونشون؟
دختر-خب رفتم خونه ی خالم دیگه عشقم اینطوری نکن توروخدا...
-پسره میگه،تا حالا نمیدونستم داداش من پسر خاله ی تو میشه!!! هــــــــــہ!!
دیدگاه ها (۶)

عشقی حقیقی

اسیر مافیا پارت ⁷دیگه کنترلش از دست داد و تا خواستم سیلی برن...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.1×هی پسر کانگ وو:ب...

بخش دوم part 62تهیونگ« داداشی؟ شاید این سوال یکم شخصی باشه و...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

#Thelast_Two#Hyunlixxولی یهو یه زن که بهش می‌خورد امگا باشه ...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

آوای شبپارت ۲۰ویو نویسنده ساعت:۱۰:۰۰و این دوتا وروجک خسته اف...

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 56نعره میکشید و بهش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط