{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هی میشينيم و میگيم:

هی میشينيم و میگيم:
اگر خوشگل تر بودم...
اگر پولدار تر بودم...
اگر در یک شهر دیگر زندگی میکردم...
اگر از کشور خارج میشدم...
یا اگر الان برای خودم اسم و
رسمی داشتم،
لابد اِل میشد و بِل میشد!
ولی این خبرها نیست
و ما این را دیر میفهمیم
شاید ده ها سال دیر
زمانی که عمرمان را دویده ایم که
در فلان خیابان خانه بخریم و
فلان ماشین را داشته باشیم و از
فلان مارک لباس و کیف و کفش بخریم!

یک روزی میرسد که میبینیم به هرچه
که فکرش را میکردیم رسیدیم ولی
حالمان جوری که فکرش را میکردیم نشد!
و آن روز است که میفهمیم روزهای
زندگی را برای ساختن آینده از دست دادیم.
آدم های اطرافمان را که ناب بودند
برای بدست آوردن آدم های دیگر از
دست دادیم.
و از همه بدتر خودمان را برای رسیدن
به اهدافمان از دست دادیم.
بهتر است خانه ی ذهنمان را بکوبیم
و از نو بسازیم ...!
بهتر است خودمان را برای پولدارتر
شدن و آدم حسابی تر شدن نکوبیم
و نابود نکنیم.
از زندگی عشق بخواهیم
عشق به آدمهای نابی که داریم...
⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘
دیدگاه ها (۵)

خیلی از ما حتا بلد نیستیم آرزو کنیمو گاهی آرزوهایمان را هم ا...

کسخلان گروگان

رمان دخت من

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

Custom bride part : 4

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط