پارت ۱۰
صبح :
کاکوچو : بنظرت بیدارشون کنیم ؟
کوکو : نظری ندارم
ران : شبیه زنو شوهرا خوابیدن ریندو زود باش عکس بگیر
ریندو : 📸📸
ران : بده من بذارمش تو پیجم
مایکی : ران دهنتو ببند
ران : مایکی حیفه این لحظه رو به اشتراک نذاریم
ریندو : حق با رانع
مایکی : میخوای یه جور دیگه حرفم رو تکرار کنم ؟
ران و ریندو: نه زحمت نکش
هینا : خمیازه * چه خبره
ران : هیچی فقط بعضی ها تو بغل بعضی های دیگی خوابیدن
هینا یه نگاه به اوضاع میکنه *
سانزو : چرا اینقدر سرو صدا می کنید ؟
هینا : پشمک چرا من تو بغل تو بودم ؟
سانزو: تو اومدی بغل من
هینا : نخیر تو منو بغل کردی
سانزو : نخیر تو....
مایکی : خفه شید زود آماده شید میخوایم بریم بازار
هینا : اخجون خرید
مایکی : هینا تو با من سوار یه ماشین شو
هینا : باش *هینا میره لباس بپوشه *
سانزو: نمیشه با من بیاد ؟
ران : چرا با تو بیاد ؟
سانزو : چرا با من نیاد ؟
مایکی : ساکت همین که گفتم جاش پیشه هیچکدومتون امن نیست
برید آماده شید حوصله ندارم
همه : های (چشم)
جدیداً جو گرفتم زود پارت میدم 🥹 🫶
کاکوچو : بنظرت بیدارشون کنیم ؟
کوکو : نظری ندارم
ران : شبیه زنو شوهرا خوابیدن ریندو زود باش عکس بگیر
ریندو : 📸📸
ران : بده من بذارمش تو پیجم
مایکی : ران دهنتو ببند
ران : مایکی حیفه این لحظه رو به اشتراک نذاریم
ریندو : حق با رانع
مایکی : میخوای یه جور دیگه حرفم رو تکرار کنم ؟
ران و ریندو: نه زحمت نکش
هینا : خمیازه * چه خبره
ران : هیچی فقط بعضی ها تو بغل بعضی های دیگی خوابیدن
هینا یه نگاه به اوضاع میکنه *
سانزو : چرا اینقدر سرو صدا می کنید ؟
هینا : پشمک چرا من تو بغل تو بودم ؟
سانزو: تو اومدی بغل من
هینا : نخیر تو منو بغل کردی
سانزو : نخیر تو....
مایکی : خفه شید زود آماده شید میخوایم بریم بازار
هینا : اخجون خرید
مایکی : هینا تو با من سوار یه ماشین شو
هینا : باش *هینا میره لباس بپوشه *
سانزو: نمیشه با من بیاد ؟
ران : چرا با تو بیاد ؟
سانزو : چرا با من نیاد ؟
مایکی : ساکت همین که گفتم جاش پیشه هیچکدومتون امن نیست
برید آماده شید حوصله ندارم
همه : های (چشم)
جدیداً جو گرفتم زود پارت میدم 🥹 🫶
- ۱.۱k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط