پارت⁴"
پارت⁴"
راهافتادمبرمپیشبارانکیهویادماومدیکمپولتوکارتمدارمپسزنگزدمباران"
+ها¿¡کجایی¿¡
_هاوکوفت،راهافتادمدارممیام،یکمپولپیشمهستبرمهایپرمارکتموردعلاقمونیاچی¿¡
+اونشکحتمابایدبری،پولازکجااواردیجیندا¿¡
_صحیح،چیبخرم¿¡بعدشمبعلتپساندازپولدارمخراب
+عاعا،انرژیزا،آدامس،چیپس،نوشاباولواشک...
زودبیاهااااامنتظرم
_اوکی،باعی
+باعی
بعدازتماسجلویهایپرمارکتبودمورفتمداخلووسایلموردنظرروبرداشتمکیادماومدانرژیزارویادمرفتهبردارمپسرفتمجلوییخچالکبردارم،دیدمکقدمنمیرسهبرایهمینرفتمصندلیلقگوشهیمغازهروبرداشتمورفتمبالایصندلی،تادستمرسیدکانرژیزاروبردارمیهوازصندلیافتادمودیدمیپسرهخیلیریلکسکدارهانرژیزاکوفتمیکنهبکصخلبازیایمنزلزده،حقیقتااعصابمبهمریختحداقلمیتونستبهمانرژیزابدهیانزارهبیوفتمولیانگاراومدهبودسینماپسرهیالدنگ،اخماموکردمتوهموریلکسبلندشدمامایادماومدقدمنمیرسهخودمانرژیزاهاموبردارمپسبرگشتمسمتپسرهوگفتم"
_ببخشیدممکنه²تاانرژیزابمنبدین¿¡ظاهراخیلیعقبنومننمیتونمبردارمشون،خیلیممنون
اونمگفتاوهوموانرژیزاهاموداددستمورفت،منمپشتسرشازشتشکرکردمکفقطبرامدستتکوندادپسرهیصگ
بعدازخریدرفتمپیشبارانوموضوعروبراشتعریفکردمودوتاییخاندانپسرهروموردعنایتقراردادیم،بعدمکلیراجبمدرسهوتولدمونصحبتکردیمکقرارشدبرایهمکتاببخریم،منبرایاونکتابترسناکبخرمواونبرامرمانفانتزیبخره
نزدیکایساعت⁶ونیمیا⁷رفتمخونهوبعدازشامبیحوصلهرفتمتواتاقمواهنگگوشدادموکتابخوندم،یکممبابارانصحبتکردموبعدشتصمیمگرفتمبخوابم،کمیهمباونپسرهیعجیبوغریبفکرکردموخوابمبُرد...
ولیانگارهمهچیتازهداشتشروعمیشددقیقاازهمونپسرهیعجیبوغریب...
راهافتادمبرمپیشبارانکیهویادماومدیکمپولتوکارتمدارمپسزنگزدمباران"
+ها¿¡کجایی¿¡
_هاوکوفت،راهافتادمدارممیام،یکمپولپیشمهستبرمهایپرمارکتموردعلاقمونیاچی¿¡
+اونشکحتمابایدبری،پولازکجااواردیجیندا¿¡
_صحیح،چیبخرم¿¡بعدشمبعلتپساندازپولدارمخراب
+عاعا،انرژیزا،آدامس،چیپس،نوشاباولواشک...
زودبیاهااااامنتظرم
_اوکی،باعی
+باعی
بعدازتماسجلویهایپرمارکتبودمورفتمداخلووسایلموردنظرروبرداشتمکیادماومدانرژیزارویادمرفتهبردارمپسرفتمجلوییخچالکبردارم،دیدمکقدمنمیرسهبرایهمینرفتمصندلیلقگوشهیمغازهروبرداشتمورفتمبالایصندلی،تادستمرسیدکانرژیزاروبردارمیهوازصندلیافتادمودیدمیپسرهخیلیریلکسکدارهانرژیزاکوفتمیکنهبکصخلبازیایمنزلزده،حقیقتااعصابمبهمریختحداقلمیتونستبهمانرژیزابدهیانزارهبیوفتمولیانگاراومدهبودسینماپسرهیالدنگ،اخماموکردمتوهموریلکسبلندشدمامایادماومدقدمنمیرسهخودمانرژیزاهاموبردارمپسبرگشتمسمتپسرهوگفتم"
_ببخشیدممکنه²تاانرژیزابمنبدین¿¡ظاهراخیلیعقبنومننمیتونمبردارمشون،خیلیممنون
اونمگفتاوهوموانرژیزاهاموداددستمورفت،منمپشتسرشازشتشکرکردمکفقطبرامدستتکوندادپسرهیصگ
بعدازخریدرفتمپیشبارانوموضوعروبراشتعریفکردمودوتاییخاندانپسرهروموردعنایتقراردادیم،بعدمکلیراجبمدرسهوتولدمونصحبتکردیمکقرارشدبرایهمکتاببخریم،منبرایاونکتابترسناکبخرمواونبرامرمانفانتزیبخره
نزدیکایساعت⁶ونیمیا⁷رفتمخونهوبعدازشامبیحوصلهرفتمتواتاقمواهنگگوشدادموکتابخوندم،یکممبابارانصحبتکردموبعدشتصمیمگرفتمبخوابم،کمیهمباونپسرهیعجیبوغریبفکرکردموخوابمبُرد...
ولیانگارهمهچیتازهداشتشروعمیشددقیقاازهمونپسرهیعجیبوغریب...
- ۳۹۶
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط