یکبارِ دیگر از همه ی مردمِ جهان

یکبارِ دیگر از همه ی مردمِ جهان
رو بر بتاب و سویِ منِ خسته جان بیا⚘
امشب دوباره روحِ مرا باز ده به من...
در پرنیانِ ساکتِ شب،
شعرخوان بیا...
دیشب که مست بودی و حالت به جا نبود
با خود چقدر شعرو غزل هدیه داشتی...
قلبِ مرا که تشنه ی احساسِ پاک توست
بردی کنار خاطره هایت گذاشتی...⚘
با خاطرات و لذّتِ دیدارِ اولین،
باغی درونِ سینه ی من در شکفته است...
اینجا هنوز هم همه جا عطرِ یادِ توست
از تو به لوحِ سینه،خیالی نهفته است...⚘
این بار هم بیا و تمامِ شب،مرا
با خود به عالمِ شور و غزل و فَر ببر...🍃
این بار هم چونان پریِ قصه های دور
دست مرا بگیر و به سیر و سفر ببر...

#باوان
#باوانَگَم
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

یک شب بیا و عشقِ مرا اشتباه کنفکری به حال و روز من بی پناه ک...

دلم گرفته برایت...مگر نمیدانی! چرا برای دلم یک غزل نمیخوان...

🕊 مرا ببر به آن طرف که کوچه ی تبسم است"بهار" را تبلور و "بهش...

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خو...

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خو...

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خو...

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خو...

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خو...

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط