{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
چشماش خیس بود و صداش میلرزید
گفت دوسم داره، نمیخواد از دستم بده
گفت "از ترک شدن میترسم، تو که نمیری؟"
بغلش کردم و گفتم "دختره خنگ.. دوست دارم! همیشه کنارتم"
باورم کرد.. باور کرد که دوسش دارم، باور کرد که همیشه پیشش میمونم
روزا گذشت و کنار هم خوش بودیم
واسش آهنگ میخوندم،
با صدای گیتار و پیانوم اشک میریخت
دیوونش کرده بودم
همه چی داشت بهتر میشد..
اما اینقدر با هم لج کردیم تا گند خرد به همه چی
من خیلی سعی کردم همه چی عالی باشه.. ولی نشد خب.. منم از رابطه خسته شدم.. از اون خسته شدم
از بچه بازیاش، از گیرای مزخرف و الکیش، از لج کردناش
بهش گفتم باید تموم کنیم، خواستم منطقی باشه
دیوونه شد، گریه کرد، التماس کرد
ولی مگه میشه زوری با کسی موند؟..
.
رفتم
من خیلی راحت کنار اومدم
ولی اون.. داغون شد..
رفت، ولی با دل شکسته،
.
بعضی وقتا عکسامون و اسکرین شات آی مسیج آمون رو نگاه میکنم
میگفت من روح و تنش ام، روز و شبش ام..
شاید... هنوز ته دلم دوسش دارم
شاید دلم براش تنگ شده یه کم..
اما الان دیگه بینمون اندازه ی یه اقیانوس فاصله افتاده
میدونم هر روز از من مینویسه
میدونم شبا با بغض میخوابه
میدونم روحش و کشتم... :)
میدونم قولم و شکستم!
بهش قول داده بودم که همیشه کنارش باشم حتی اگه راهمون جدا شد :)
ولی
یه وقتایی نمیشه...
میخوام خودمو گول بزنم و بگم "قسمت" این بوده...
"قهر تو تلخیه زندون و به یادم میاره...
من نیازم تو رو هر روز دیدنه...
از لبت دوست دارم شنیدنه...♥"
دیدگاه ها (۴)

پارت سههانا: چیییی واقعا نکشتینش یونگی: مگه تو بیهوش نبودیها...

باورتون میشه چند شب پیش خواب دیدم کنار یه پسر جذاب رو پشت بو...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖بعد از کافهمانیا و جیمین تصمیم گرفتن یه...

#حکایت_قدیمی روباه عاشق خری شده بود که هر روز کنار رودخانه آ...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت ششمویو اتچند روز از اون ماجرا گ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو لیلی ___---سه ماه ...

سلام به دخملای خودم من اومدم حیحی بریم برا ادامه The unwante...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط