{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم:خدایا چگونه آغاز کنم؟؟؟

گفتم:خدایا چگونه آغاز کنم؟؟؟
گفت: به نام من
گفتم: خدایا چگونه آرام گیرم؟؟؟
گفت: به یاد من
گفتم: خدایا خیلی تنهایم!!!
گفت: تنهاتر از من؟؟
گفتم: خدایا هیچکسی کنارم نمانده!
گفت: به جز من؟
گفتم: خدایا از بعضی ها دلگیرم!
گفت: حتی از من؟؟
گفتم: خدایا قلبم خالیست!
گفت: پر کن از عشق من!
گفتم: دست نیاز دارم!
گفت: بگیر دست من!
گفتم: با اینهمه مشکل چه کنم؟؟
گفت: توکل کن به من!
گفتم: احساس میکنم خیلی ازت دورم😢
گفت: نه، نزدیکترین به تو، من!
گفتم: برای آرزوهایم چه کنم؟؟
گفت: تلاش، به امید من....
#نوشته
دیدگاه ها (۲۷)

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 3همینطور با دقت به حرف ه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.22 (روایت از زبان ا.ت)...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو میکا_____چشمم رفت...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۱ویو کایلا:+جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط