{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵
(درخواستی)
پارت ۱

ویو کایلا:
+جونگکوک...بسه..دیگه..دیگه‌نمیتونم(نفس نفس)
_باشه‌..استراحت کن
تمرین خیلی خسته کننده بود...
جونگکوک...اون مربی منه و خیلی خیلی سخت گیره ..
و خب پسر عموم هم هست...
و‌دقیقا مشکل همینجاست مادر و پدرم خیلی خیلی بهش اعتماد دارن و هرچی میشه منو می‌سپارن دست کوک...
_کایلا پاشو
+خیلی سخت گیری کوک بسه دیگه ولم کن
_توله بلند شو اون روی منو بالا نیار
می‌بینید دیگه نمیشه روی حرفش حرف بزنم و همین خیلی رو مخمه
_ببین کایلا برای حرکت کراس باید دستتو بیاری عقب و بعد با شتاب و قدرت زیاد به سمت جلو مشت بزنی
_ برای دفاع و‌حمله همزمان استفاده میشه
+(حرکتو انجام داد)
_خوبه برای اولین بار ولی یکم قدرتو بيشتر کن
+(دوباره تلاش کرد و اینبار درست بود)
_افرین قربونت برمم
+ممنون
_بشین استراحت کن(صندلی رو برای کایلا کشید عقب)
خیلی عجیبه کوک از این کارا و جنتلمن بازیا بلد نبود چی شده الان یک‌دفعه مهربون شده؟؟
چی دارم میگم جنتلمن چیه

نشستم روی صندلی و گوشی رو از توی کیفم که روی صندلی کناری بود برداشتم

چند روزیه که یه پسره مزاحممه
اسمش جان هست
هی پیام میده عکس میفرسته و هربار‌میگم بس کن بیشتر ادامه میده و میره رو اعصابم
امیدوار بودم‌ پیام نداده باشه که‌..
"کایلا جون امشب کجایی؟"
"لیدی نیازت دارم"
واقعا دیگه ظرفیت ندارم
اخمی کردم و میخواستم بلاکش کنم که
_چیزی شده کایلا؟
+نه چیزی نیست
_یه‌چیزی شده بگو
نمیدونستم بگم یا نگم
به هرحال اون در قبال مراقبت از من پیش خانواده ام مسئولیت داره و اگر‌نگم ممکنه بره به خانواده ام بگه که چیزی رو ازشون پنهان میکنم
+یه پسره هی پیام میده و مزاحمم میش..
_گوشیت رو بده
+کوک ولش ک.
_گفتم گوشیت رو بده(کمی داد)
+(گوشی رو داد بهش)
_(داره ویس میده)
_پسره ... .... ...(... اینجا معنی فحش رو میده) یکبار دیکه نزدیک کایلا بشی یا بهش پیام بدی یا به هر نحوی مزاحمش بشی و کاری کنی اذیت بشه اون وقت با من طرفی
_الانم ازش معذرت خواهی میکنی و دیگه پیامی ازت نمیبینم
و
ویس رو قطع کرد
باورم نمیشه
این کوکه؟کوک از این آدم ها نبود.سر من غیرتی بشه؟به خاطر من کسی رو مجبور به عذرخواهی کنه؟
چرا؟
نکنه؟...
نه بابا اون فقط پسر عمومه
چون به خانواده ام قول داده مراقبم باشه اینکارارو میکنه
اره...
به هرحال اون دختر عمه نچسبش همش دنبال کوکه
و تا وقتی اون دور و بر کوک باشه از کوک و اون دختر عمش بدم میاد
چند لحظه بعد گوشیم صدا داد
"Sms"
"You have a new sms from jan"
میترسیدم که چیزی به کوک گفته باشه و دعوا راه بیوفته
ولی دقیقا برعکس تصورم اتفاق افتاد

ادامه دارد......
حمایت کنید قربونتون برم🩵
دیدگاه ها (۸)

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۳پرش زمانی به ...

coming soon.....

سلام فرشته هاشینای اممیخوام یه چیزی بهتون بگم که ممکنه بعضیا...

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚پارت ۲و امروز قرار...

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏صدای باران از پشت شیشه‌های کاف...

فیک . ( عشقی که نباید رخ میداد )

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۴(last part)خب...

#in_your_eyes part_84ویو کوکیک روز از مرخص شدن کایلا گذشته ب...

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

#ارباب‌سنگدل #پارت_27کوک همینطور صورتشو رو کرده بود اونطرف و...

طبقه ۱۲پارت ۳داهی سریعا خودشو به طبقه درست و اتاق نایا میرسو...

You are paying back karma پارت³⁷«دو هفته بعد» امگا محکم ایان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط