{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچند من ندیده‌ام این کورِ بی‌خیال

هرچند من ندیده‌ام این کورِ بی‌خیال
این گنگِ شب که گیج و عبوس است
خود را به روشنِ سحر
نزدیک‌تر کند،
لیکن شنیده‌ام که شبِ تیره -هرچه هست‌-
آخر ز تنگه‌های سحرگه گذر کند.
زین‌روی در ببسته به خود رفته‌ام فرو
در انتظارِ صبح
فریاد اگرچه بسته مرا راه بر گلو
دارم تلاش تا نکشم از جگر خروش
اسپندوار اگرچه بر آتش نشسته‌ام
بنشسته‌ام خموش
وز اشک گرچه حلقه به دو دیده بسته‌ام
پیچم به خویشتن که نریزد به دامنم

#هوای_تازه
#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۰)

هرچند من ندیده‌ام این کورِ بی‌خیالاین گنگِ شب که گیج و عبوس ...

@shaamluهرچند من ندیده‌ام این کور بی‌خیالاین گنگ شب که گیج و...

هرچند من ندیده‌اماین کور بی‌خیالاین گنگ شب که گیج و عبوس است...

هرچند من ندیده‌ام این کورِ بی‌خیالاین گنگِ شب که گیج و عبوس ...

هرچند من ندیده‌ام این کور بی‌خیالاین گنگ شب که گیج و عبوس اس...

لیکن شنیده‌ام که شبِ تیره هرچه هست آخر ز تنگه‌های سحرگه گذر ...

#feriهرچند من ندیده‌ام این کورِ بی‌خیالاین گنگِ شب که گیج و ...

هرچند من ندیده‌ام این کورِ بی‌خیالاین گنگِ شب که گیج و عبوس ...

️هرچند من ندیده‌ام این کورِ بی‌خیال،این گنگِ شب که گیج و عبو...

...یا رب..شانزده / سفر در صفرذکر هوالمعشوق هنگام سحر داریم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط