{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچند من ندیده‌ام این کور بی‌خیال

هرچند من ندیده‌ام این کور بی‌خیال
این گنگ شب که گیج و عبوس است
خود را به روشن سحر
نزدیک‌تر کند،

لیکن شنیده‌ام که شب تیره
هرچه هست
آخر ز تنگه‌های سحرگه گذر کند…

زین روی در ببسته به خود رفته ام فرو
در انتظار صبح...!



احمد شاملو
دیدگاه ها (۴)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑧_بخش اول_ او مظهرِ واقعی یک تص...

P7اجوما طناز را از راهروی اصلی جدا کرد و وارد بخش غربی عمارت...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵¹این چیز ها الان اص...

پارت ۳۲ (هشدار زارتان زورتان🎀)کم کم اتفاقات ان شب شروع به صم...

پارت ۳۱ناروتو به ارامی روی تخت دراز کشید، لحظه ای که سرش روی...

# پارت نهم: تسلیمِ بیصدابادِ شب، پردههای نازکِ اتاق را به رق...

چند پارتی جونگ کوک

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

یک سال با اژدها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط