{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچند من ندیده‌ام

هرچند من ندیده‌ام
این کور بی‌خیال
این گنگ شب
که گیج و عبوس است
خود را به روشن سحر نزدیک‌تر کند
لیکن شنیده‌ام که شب تیره هرچه هست
آخر ز تنگه‌های سحرگه گذر کند...

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑧_بخش اول_ او مظهرِ واقعی یک تص...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_3 فصل دوم | قان...

حماسی

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

contact 🍷#contract 𝑃𝑇5ویو هویج: چند روز با این روند مزخرف گذ...

From Hatred to My Love

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت ۲۴تقریباً یک ماه از ورود چویا ب...

چند پارتیپارت ۴سه روز از آن شبِ وحشتناک گذشت. سکوتِ زیرزمین ...

پارت اول راز خون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط