{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعله در شعله دل کوچه پر از غم می شد,

شعله در شعله دل کوچه پر از غم می شد,
کوچه در آتش و خون داشت جهنم می شد....
"باید آتش بزنم باغ و بهار و گل را...."
روضه مکشوف تر از آن چه شنیدم می شد....

بین دیوار و در انگار زنی جان می داد,
جان به لب از غم او عالم و آدم می شد...
لااقل کاش دل ابر برایش می سوخت,
بلکه از آتش پیراهن او کم می شد....

زن در این برزخ پر زخم چه رنجی دیده است؟
بیست سالش نشده داشت قدش خم می شد....
تا زمین خورد صدا کرد "علی چیزی نیست"
شیشه ای بود که صد قسمت مبهم می شد....

آن طرف مرد سکوتش چقدر فریاد است,
روضه جان سوز تر از غربت او هم می شد؟
"میخ کوتاه بیا همسرم از پا افتاد"
میخ هر لحظه در این عزم مصمم می شد....

غنچه دارد گل من تیغ نزن بی انصاف,
حیف،بابا شدنم داشت مسلم می شد"
ناگهان چشم قلم تار شد و بعد از آن,
کربلا بود که در ذهن مجسم می شد....

کوچه در هیأت گودال در آمد آن گاه,
بارش نیزه و شمشیر دمادم می شد....
اشک خواهر وسط هلهله طوفانی بود,
اشک و لبخند در این فاجعه توأم می شد....

سیب سرخی به سر شاخه ی نیزه گل کرد,
داشت اوضاع جهان یکسره درهم می شد....
که قلم از نفس افتاد،نگاهش خون شد,
دفتر شعر پر از واژه ی شبنم می شد....
کاش همراه غزل محفل اشکی هم بود,
روضه خوان، مقتل خونین مقرم می شد....
دیدگاه ها (۱۳)

عاشقانه های شبنم

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

پارت ۲۲جونگکوک همه چیز را تعریف کرد.سال‌ها قبل، پدر من رهبر ...

ایران منتمام خشت خشت پیکرت را دوست  می دارم برای از "الف" تا...

#روزگارتون‌لبریز‌‌دلخوشی🌸🤍این‌که آدم یک جهان تنهاست #بعضی_وق...

شهادت معشوق ماستعشق یعنی کوچه کوچه انتظار رؤیت خورشید در باغ...

فقط به نام شهیدشهید! فقط به نام تو می‏شود سکه پیروزی زد که ب...

فراتر از خویش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط