هنوز فکر میکنم باز خواهی گشت ،

هنوز فکر میکنم باز خواهی گشت ،
با همان صمیمیت با همان زیبایی،
چگونه میتوانم وارد رابطه جدیدی شوم؟
وقتی شعرمیخوانم یاد تو می افتم،
وقتی اهنگ گوش میکنم یاد تو می افتم،
درخت ،در و دیوار ،فیلتر سیگار، همه تو ای‌!
و تو جان و جهانی،
جهانی بی حد و مرز ،
حاضرم برای فتح کردنت با پای برهنه و کوله پشتی پر از سنگ ملیون ها سال نوری پیاده روی کنم:(


#عرفان_وفایی


#زیبا #جذاب #خاص
دیدگاه ها (۲)

داستان کودکانه «ستاره‌ای که در قلب ما می‌درخشد» به نویسندگی ...

پارت ۶

پارت ۲۷ هواپیمای سئول بالاخره به زمین نشست. وقتی حسنا پله‌ها...

#تفکرکوله پشتیکوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد..رفت‌ ک...

کوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ که‌ دنبال‌ خدا ...

کوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ که‌ دنبال‌ خدا ...

- کوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ که‌ دنبال‌ خد...

..:: جاده ::.. کوله پشتی اش را برداشت و راه افتادورفت که د...

روزگار نه چندان دور در یکی از روزهای خدا کوله ‌پشتی‌اش‌ را ب...

.پاییزه،باز طوفان رنگ به پا شده،درختا یه آبرنگ زرد و نارنجی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط