بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
چه پیش فرستاده ای برای آن روز دل کننده ی عظیم
آن گاه که خورشید رخ در نقاب سیاهی فروکشد
و ستاره ها محو و تاریک شوند و فرو ریزند
و کوهها که اوتاد زمینند در هم کوبیده شوند و چون توده های عظیم غبار به حرکت درآیند
و دامان دریاها به آتش نشیند
آن گاه که مردگان کفن پیچیده از قبرهایشان برانگیخته شوند و از شدت سنگینی واقعه قیامت چون مستان بی خویشتن به هرسو سرگردان بدوند
آنی درنگ آر!
به کجا چنین شتابان!
چیست در این کوله ی کوچکت برای آن سفر عظیم ابدی که اینگونه آسوده خیال نشسته ای
دستانت را بنگر که بهر رضای پروردگار کریمشان چه بر هم آورده اند که روز رستاخیز از شرم بر پیشانی،
سیلی افسوس نزنند و در پیشگاه عدل و فضلش بر هم گره نخورند
پاهایت چه؟
از میلیونها میلیون گام چند قدم محض خاطر رضایت الله برداشته اند و بس
چشمانت، آه چشمانت!
چگونه خیس از خضوع جلالت پروردگارت نیستند پس از آنکه حجج حق بر ایشان پرده برگشاد
چگونه هنوز به سرکشی می چرخند و می کاوند
مگر نه اینکه "الم نجعل له عینین"
هستی ات را از که داری ای انسان که اینچنین بر او شوریده ای
"یا ایهاالانسان ما غرک بربک الکریم الذی خلقک فسویک فعدلک"
گاهی بایست دست نگه دار و بنگر بر خویش!
بنگر که خدا را پرستش میکنی یا بتی از ملغمه ی خواهشهای نفس و بیم وجدان خویش تراشیده ای و می پرستی اش
در این آشفته بازار، گهگاهی از خوف خدا با تمام استخوانهایت بلرز و اشک بریز
گهگاهی گوشهایت را از نوای باطل دروغ و غیبت و لغو و تهمت و حرام بزدا و آشنا کن با ندای ملکوت؛
و اذالجحیم سعرت...
و اذالجنه ازلفت...
علمت نفس ما احضرت...
و هنگامی که دوزخ را به زبانه های خشمناک و نعره کشنده ی آتش بیفروزند
و بهشت را بیارایند و نزدیک آرند
نفس آدمی خواهد دانست که چه برای خانه ی ابدی خویش آماده کرده است...
برداشت آزاد از آیات مبارک قرآن کریم
چه پیش فرستاده ای برای آن روز دل کننده ی عظیم
آن گاه که خورشید رخ در نقاب سیاهی فروکشد
و ستاره ها محو و تاریک شوند و فرو ریزند
و کوهها که اوتاد زمینند در هم کوبیده شوند و چون توده های عظیم غبار به حرکت درآیند
و دامان دریاها به آتش نشیند
آن گاه که مردگان کفن پیچیده از قبرهایشان برانگیخته شوند و از شدت سنگینی واقعه قیامت چون مستان بی خویشتن به هرسو سرگردان بدوند
آنی درنگ آر!
به کجا چنین شتابان!
چیست در این کوله ی کوچکت برای آن سفر عظیم ابدی که اینگونه آسوده خیال نشسته ای
دستانت را بنگر که بهر رضای پروردگار کریمشان چه بر هم آورده اند که روز رستاخیز از شرم بر پیشانی،
سیلی افسوس نزنند و در پیشگاه عدل و فضلش بر هم گره نخورند
پاهایت چه؟
از میلیونها میلیون گام چند قدم محض خاطر رضایت الله برداشته اند و بس
چشمانت، آه چشمانت!
چگونه خیس از خضوع جلالت پروردگارت نیستند پس از آنکه حجج حق بر ایشان پرده برگشاد
چگونه هنوز به سرکشی می چرخند و می کاوند
مگر نه اینکه "الم نجعل له عینین"
هستی ات را از که داری ای انسان که اینچنین بر او شوریده ای
"یا ایهاالانسان ما غرک بربک الکریم الذی خلقک فسویک فعدلک"
گاهی بایست دست نگه دار و بنگر بر خویش!
بنگر که خدا را پرستش میکنی یا بتی از ملغمه ی خواهشهای نفس و بیم وجدان خویش تراشیده ای و می پرستی اش
در این آشفته بازار، گهگاهی از خوف خدا با تمام استخوانهایت بلرز و اشک بریز
گهگاهی گوشهایت را از نوای باطل دروغ و غیبت و لغو و تهمت و حرام بزدا و آشنا کن با ندای ملکوت؛
و اذالجحیم سعرت...
و اذالجنه ازلفت...
علمت نفس ما احضرت...
و هنگامی که دوزخ را به زبانه های خشمناک و نعره کشنده ی آتش بیفروزند
و بهشت را بیارایند و نزدیک آرند
نفس آدمی خواهد دانست که چه برای خانه ی ابدی خویش آماده کرده است...
برداشت آزاد از آیات مبارک قرآن کریم
- ۴۶۸
- ۰۴ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط